لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٦٥ - سزاوار است كه بشنواند امام تشهد خود را به مامومين
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه افسد ابن مسعود على النّاس صلاتهم بشيئين بقوله تبارك اسمك و تعالى جدّك و هذا شىء قالته الجنّ بجهالة فحكى اللَّه تعالى عنها، و بقوله السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين يعنى فى التّشهّد الاوّل و امّا فى التّشهّد الثّانى بعد الشّهادتين فلا باس به لأنّ المصلّى اذا تشهّد الشّهادتين فى التّشهّد الاخير فقد فرغ من الصّلاة)
و در صحيح منقول است از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه فرمودند كه عبد اللَّه بن مسعود نماز مردم را باطل كرد بدو چيزى كه از راى خود گفته است يكى آن كه گفت بعد از ركوع بگويند اين عبا ترا كه بزرگوار است نام تو و بلند است بخت تو و اين عبارت جدّ بمعنى بخت عبارتى است كه جنيّان از روى نادانى گفتند و حق سبحانه و تعالى گفته ايشان را از اين حكايت كرده است كه فرموده است وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً يعنى به درستى كه خداوند بخت بلندى كه پروردگار ماست زن و فرزند ندارد، و گمان كرد ابن مسعود كه چون حق سبحانه و تعالى عبارت ايشان را نقل فرموده است در مقام مدح ايشان البته اين عبارت خوبست و ندانست كه مدح به اعتبار ايمان ايشان است به خدا و رسول، دويم نماز مردم را باطل كرده است به آن كه السّلام علينا را در تشهد نماز داخل كرده است، صدوق گفته است كه مراد حضرت از تشهّد تشهد اوّل است كه عبد اللَّه اين سلام را در آن تشهد آورده است و ندانست كه اين عبارت مفسد صلاتست، اما در تشهد دويم بعد از شهادتين باكى نيست كه آن را بگويند زيرا كه نماز گذارنده هر گاه شهادتين را در تشهد آخر مىخواند از نماز بيرون مىآيد و از عبارت صدوق ظاهر مىشود كه صلوات بر نبى و آل او را جزو تشهد نمىداند و هم چنين سلام را واجب نمىداند.