لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥٨ - امامت نمىكند حاضر مسافر را و امامت نمىكند مسافر حاضر را
باشند ايشان را در صفى پيش از صف زنان باز داريد اگر چه پسرها بندگان باشند چون مرد مقدم است بر زن و احاديث در اين معنى گذشت.
[امامت نمىكند حاضر مسافر را و امامت نمىكند مسافر حاضر را]
(و روى داود بن الحصين عنه انّه قال لا يؤمّ الحضرىّ المسافر و لا يؤمّ المسافر الحضرىّ فان ابتلى الرّجل بشيء من ذلك فامّ قوما حاضرين فاذا اتمّ ركعتين سلّم ثمّ اخذ بيد احدهم فقدّمه فامّهم فاذا صلّى المسافر خلف قوم حضور فليتمّ صلاته ركعتين و يسلّم)
و مرويست در قوى از داود از آن حضرت صلوات اللَّه عليه و ليكن شيخ بدو سند صحيح روايت كرده است از بزنطى كه از اهل اجماع است از داود از ابو العباس فضل بن عبد الملك از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه آن حضرت فرمودند كه امامت نمىكند حاضر مسافر را و امامت نمىكند مسافر حاضر را يعنى با وجود مماثل به قرينه آن كه فرموده است كه اگر مبتلا شود شخصى به آن كه مماثل نباشد و مسافر امامت حاضران كند، پس چون دو ركعت تمام شود امام سلام مىدهد و دست يكى از حاضران را مىگيرد و او را پيش باز مىدارد و امامت ايشان مىكند و مأمومان قصد مىكنند در اثناى نماز كه اقتدا باين امام مىكنند و چون مسافر در عقب حاضران نماز كند چون دو ركعت نماز كند سلام دهد و در تهذيب اين زيادتى هست در دو حديث كه اگر با ايشان نماز ظهر كند پس در دو ركعت اوّل اقتدا كند ظهر را و در دو ركعت آخر عصر را اقتدا كند.
(و قد روى انّه ان خاف على نفسه من اجل من يصلّى معه صلّى الرّكعتين الاخيرتين و جعلهما تطوّعا)
و در موثق از حلبى منقولست كه او سؤال كرد از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه از مسافر هر گاه داخل شود با مقيمان در نماز ايشان نماز خود را دو ركعت بكند و سلام دهد و دو ركعت آخر را نافله كند و ظاهر آنست كه همين حديث مراد صدوق باشد و