لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٣ - اگر فراموش كنى نماز ظهر را
كلام نيست چون عرفا اطلاق نمىكنند كلام را بر اينها و احوط تركست از جهت اين خبر و از جهت اطلاق لغوى چون كلام ما يتكلّم به است و اعم از همه اينهاست اگر چه اطلاق محمول است بر عرف و عرفا اينها را كلام نمىگويند و «اوّاه» كه در قرآن مجيد در وصف خليل وارد شده است دلالت بر اين نمىكند كه در نماز بوده است.
مع هذا در حديث وارد است كه اوّاه بمعنى بسيار دعا كننده است و مشهور است از حضرت ابراهيم (ع) و حضرت سيّد المرسلين ٦ كه در حالت نماز هر دو ناله از سينه ايشان ظاهر مىشد ماند ديگى كه جوشد و چون عرفا كلام نمىگويند از آن جهت جزم ببطلان نماز نمىتوان كرد و اللَّه تعالى يعلم.
[اگر فراموش كنى نماز ظهر را]
(و ان نسيت الظّهر حتّى غربت الشّمس و قد صلّيت العصر فان أمكنك ان تصلّيها قبل ان يفوتك المغرب فابدأ بها و الّا فصلّ المغرب ثمّ صلّ بعدها الظّهر و ان نسيت الظّهر فذكرتها و أنت تصلّى العصر فاجعل الّتى تصلّيها الظّهر ان لم تخش ان يفوتك وقت العصر ثمّ صلّ العصر بعد ذلك فان خفت ان يفوتك وقت العصر فابدأ بالعصر و ان نسيت الظّهر و العصر ثمّ ذكرتهما عند غروب الشّمس فصلّ الظّهر ثمّ صلّ العصر ان كنت لا تخاف فوات إحداهما فان خفت ان يفوتك إحداهما فابدأ بالعصر و لا تؤخّرها فتكون قد فاتتك جميعا ثمّ صلّ الاولى بعد ذلك على اثرها)
و اگر فراموش كنى نماز ظهر را تا آفتاب فرو رود و نماز عصر را كرده باشى پس اگر ممكنت باشد كه نماز ظهر قضا را پيش از فوت شدن وقت شام به جا آورى اوّل قضا را بكن و الّا اوّل نماز شام را بكن و بعد از آن ظهر را به جا آور، و اگر فراموش كنى نماز ظهر را و به خاطرت رسد كه نكرده در اثناى نماز عصر قصد كن عصر را كه اين ظهر است