لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٠ - گذاشتن گونه بر زمين
موسى گفت نمىدانم سببش را پس خطاب رسيد كه يا موسى من چون نظر بخلق تو كردم نديدم كسى را كه تواضعش نظر بمن از تو بيشتر باشد ازين جهت ترا مخصوص گردانيدم به وحى و كلام خودم پس حضرت فرمودند كه چون حضرت موسى نماز مىكردند به جاى ديگر نمىرفتند تا طرف راست رو و طرف چپ رو را بر زمين نمىچسبانيدند.
(و قال ابو جعفر صلوات اللَّه عليه أوحى اللَّه تبارك و تعالى إلى موسى بن عمران صلوات اللَّه عليه أ تدري لما اصطفيتك بكلامى دون خلقى قال موسى لا يا ربّ قال يا موسى انّي قلبت عبادى ظهرا لبطن فلم اجد فيهم احدا اذلّ نفسا لي منك يا موسى انّك اذا صلّيت وضعت خدّيك على التّراب)
روايت كرده است صدوق در صحيح از ابن ابى عمير از على بن يقطين از شخصى از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه كه حق سبحانه و تعالى وحى فرمود به حضرت موسى (ع) آيا مىدانى كه چرا ترا برگزيدم و كليم خود كردم و غير ترا كليم خود نكردم يعنى از بنى اسرائيل يا متقدمان بر آن حضرت گفت نمىدانم اى پروردگار من خطاب رسيد كه يا موسى به درستى كه من بندگان خود را پشت و رو كردم يعنى مىدانستم يا معامله آزمايندگان با ايشان كردم نيافتم از ايشان احدى را كه ذلّت و خوارى او به درگاه من بيش از تو باشد يا موسى چون نماز مىكنى هر دو طرف رو را بر خاك مىگذارى و شك نيست كه خدّين را بر خاك محض گذاشتن بهتر است بلكه پيشانى و طرفهاى پيشانى را نيز بر مهر و امثال آن كه ساخته باشند زيرا كه آنها را نيز خاك مىگويند و بعد از آن بر سنگ و بعد از آن بر ما يصحّ السّجود عليه مثل چوب و بعد از آن مجرد وضع بر زمين اگر چه بر گليم باشد.
اگر چه در صدق تعفير بر دو صورت اخير خصوصا اخير مشكل است و