کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٥ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
از نزد أبى عبد اللَّه (ع) و گفت مرا كه: آن حضرت ميفرمايد كه ساعتى بجانب ما بيا، من بشتاب برخاستم و بخدمت آن حضرت رفتم، و در فسطاط بود بر او سلام كردم و نشستم؛ بجانب من ملتفت شد و فرمود كه يا ابراهيم آيا ميخواهى كه بدهيم بتو آن برد را كه از براى كفن خود خريده بودى؟
گفتم: سوگند خورده بود بآن ابراهيم ليكن فوت شد بر من، غلام خود را طلب فرموده آمد و برد او را آورد، او گويد كه: و اللَّه كه آن برد من بود كه پيچيده بودم و فرمود كه بگير أى ابراهيم و شكر حق بتقديم رسان.
روايتست از شعيب عقرقوفى كه مردى با او هزار درهم فرستاده بود بخدمت أبى عبد اللَّه (ع) او گويد كه: من گفتم ميخواهم كه بدانم فضل أبى عبد اللَّه را، پنج درهم بد را در ميان آن هزار درهم ريختم و عوض آن پنج درهم خوب برداشتم و در جيب خود نهادم، چون آمدم درهم را آوردم نزد آن حضرت أخذ فرمود و آن پنج درهم مرا از ميان برداشت و فرمود كه: اين پنج درهم خود را بستان و پنج درهم ما را بده.
و مرويست از بكر بن أبى بكر حضرمى كه او گفت: أبو جعفر حبس كرده بود پدر مرا من آمدم بخدمت أبى عبد اللَّه (ع) و اعلام كردم او را باين، فرمود كه: من مشغولم بامر پسر خود اسماعيل و ليكن زود باشد كه از براى او دعا كنم، او گفت: چند روزى در مدينه مكث كردم آن حضرت فرستاد نزد من كه از آنجا روانه شو كه حق سبحانه و تعالى كفايت كرد أمر پدر ترا، فأما اسماعيل بجوار رحمت حق پيوست، گفت: روانه شدم تا آمدم بشهر ابن هبيره يافتم ابو جعفر را سواره آواز كردم كه: پدر من أبو بكر حضرمى مرد پير است، او اين شنيد گفت كه: پسر او زبان خود را نگاه نميدارد او را