کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٠٤ - فصل هشتم در بعضى از كلام فصاحت نظام آن حضرت
قلاده بر گردن زنان، و چه واله ساخته و مشتاق گردانيده مرا باسلاف و أقرباى خود همچو اشتياق يعقوب بديدار يوسف؛ و بهتر است مرا مقتلى كه بآن ملاقى خواهم شد، گوئيا مفاصل مرا جدا ميكنند ددانى كه در ميان اين بيابان و كربلا واقعاند انبان شكم پر شده و چيزى ديگر در او نميگنجد، و هيچ مفر و گريزگاهى نيست از روزى كه قلم تقدير رفته، راضى باد خداى تعالى رضاى ما اهل البيت را كه در بلا صابريم و بداده او شاكر و او تمام ميدهد اجور صابران را اصلا جدا نميشوند از رسول اللَّه ٦ اقرباى او كه جمعاند نزد آن حضرت در حظيره قدس چشم ايشان بوى روشن است و آن مقام بايشان گلشن هر كه سر آن دارد در ميان ما كه از براى ما جان ببازد و با ما بحظيره قدس تازد پس بايد كه صباح كوس الرحيل ساز كند كه صباح از اينجا كوچ ميكنم ان شاء اللَّه تعالى.
و ديگر فرمود كه أى مردمان رغبت نمائيد در مكارم، و بشتابيد در مغانم، و سعى بمعروف نمائيد، و كسب اخلاق پسنديده كنيد، و از افعال ذميمه دورى جوئيد، و نيكوئى كنيد كه هر گاه يكى با يكى نيكوئى كرده و مىبيند كه آن كس بشكر آن قيام نمينمايد حق سبحانه و تعالى عوض نيكى او خواهد داد، زيرا كه عطاى او اجزل است و اجر او اعظم، و بدانيد كه حوائج مردم بشما نعمتى است از نعمتهاى حق بر شما، باعراض از آن حوائج آن نعمت را نقمت مگردانيد، و بدانيد كه معروف و نيكى مورث حمد و ستايش است، و موجب اجر عظيم، پس هر گاه كه ديديد از مردى نيكوئى او را مرد نيك ميدانيد و ديدن او حضور و سرور مىافزايد و اگر بدى ديديد او را مرد بد ناخوش مييابيد و از ديدن او دلها تنفر دارد و ديدها خوابانيده مىشود كه او را نبينند.