کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٠٤ - آنچه در سجده خود در مسجد كوفه مىگفت و برخى اخبار حضرت
و آن حضرت را ابن الحيرتين مىگفتند از جهت گفته پيغمبر ٦ كه: خداى تعالى راست از بندگان دو خيره: يك خيره او از عرب قريش است و از عجم فارس، و مادرش دختر كسرى بوده و رسيد قول نافع بن جبير بآن حضرت كه در باب معاويه مىگفت كه ساكت ميگرداند او را حلم و ناطق ميسازد او را علم، آن حضرت فرمود كه: نافع دروغ گفت «بل كان يسكته الحفر و ينطقه البطر» يعنى بلكه ساكت ميسازد او را پادشاهى و ناطق ميگرداند او را شادى و از او پرسيدند از اعظم مردمان از روى قدر و مرتبه، فرمود: آنكه نبيند دنيا را قدرى و اعتبارى از براى خود، يعنى دنيا را وجودى ننهد.
صاحب روايت كند رحمه اللَّه از أبى محمد جعفرى كه او روايت كرده از عم خود و از پدر خود و از جعفر بن محمد و از پدر بزرگوارش (ع) كه مردى آمد نزد على بن حسين (ع) و گفت: چه سخت بغضى دارند قريش به پدر تو فرمود: از براى آنكه اول ايشان را فرستاد بنار و آخر ايشان را كشانيد بعار. گويد كه: ذكر معاصى نزد وى ميگذشت فرمود كه: من عجب دارم مر كسى را كه نگاه ميدارد خود را از طعام بواسطه مضرت آن، و نگاه نميدارد خود را از گناه با وجود خزى و مضرت آن.
گفتند آن حضرت را كه: چگونه صباح كردى؟ فرمود كه: صباح كرديم در حالتى كه خايف بوديم برسول اللَّه ٦ و صباح كردند جميع اهل اسلام در حالتى كه ايمناند باو ابن اعرابى آورده كه چون يزيد بن معاويه لعنهما اللَّه لشكر خود را متوجه مدينه گردانيد تا خراب كنند آنجا را على بن حسين (ع) چهار صد كس را در پناه خود گرفت از منافيه و ملاحظه كرد تا