کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٧٣ - فصل پنجم در امامت آن حضرت
با منع و سكوت، و اين امور بر سيرت رسول اللَّه بود كه در شعب ابو طالب محصور بود، و بعد از آن از مكه بمدينه هجرت نمود چون معاويه غاويه باغيه مرد و بجزاى عمل خود رسيد و مدت مصالحه منقضى شد كه مانع دعوت امام حسين ٧ بود، آن حضرت اظهار أمر خود فرمود بعد از آن بحسب امكان، و اظهار حق خود مينمود براى جماعتى كه عالم نبودند باحوال او حالى بعد از حالى، تا مجتمع شدند در ظاهر نزد او از أنصار و أعوان، آنگاه دعوت فرمود ايشان را بجهاد، و ترغيب نمود بقتال أهل ضلال، و توجه نمود با أهل و ولد خود از حرم اللَّه و حرم رسول بجانب عراق از جهت اعانت و امداد شيعيانش كه او را طلب كرده بودند از براى دفع أعدا ابن عم خود مسلم بن عقيل را اختيار فرموده پيشتر از خود فرستاد بكوفه از جهت دعوت و بيعت، أهل كوفه بوى بيعت كردند و عهد و پيمان بستند بر امداد و نصرت او، و آن را مؤكد ساختند بايمان، بسيار زمانى نگذشت كه نقض عهد و بيعت كردند؛ و او را فرو گذاشتند تا او ميان ايشان شهيد شد، و منع و دفع دشمن از او نكردند؛ و بعد از او امام حسين ٧ بيرون فرموده از مقام خود او را نيز حصر كردند و مانع آمدند كه برود در أقطار عالم، و مضطر ساختند، و راهها را بر وى گرفتند و از هيچ طرف يار و ياورى نيافت، و محل بيرون شدنى نديد از ايشان، و حائل شدند ميان او و ميان آب فرات تا بر وى دست يافتند، و او را بدرجه شهادت رسانيدند با لب تشنه و دل افكار دور از ديار و يار صابر و مظلوم و محبوس و مغموم، آن بىوفايان بيعت را