کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٦٤ - فصل دوازدهم در باره وفات آن حضرت
و روايت كند عبد اللَّه بن ابراهيم از زياد مخارقى كه چون وقت احتضار امام حسن شد طلب فرمود امام حسين را (ع) و گفت: أى برادر من از شما مفارقت خواهم كرد و لا حق به پروردگار خود خواهم شد بمن زهر خورانيدند و تمام جگر خود را در طشت ديدم، و من ميدانم كه چه كس بود كه بمن زهر داد و از كجا خواست؛ و من خصمى خواهم كرد او را نزد حق تعالى؛ بحقى كه مرا بر تست كه از اين مقوله چيزى مگوى؛ و چون من درگذرم چشم مرا بخوابان و غسل ده و كفن كن و مرا بر سريرى بنه و ببر بر سر قبر جد من رسول اللَّه ٦ از براى تجديد عهد، بعد از آن بازگردان مرا از آنجا به بقيع نزد جده من فاطمه دفن كن؛ اما زود باشد أى پسر مادرم كه قوم گمان خواهند كرد كه مرا نزد جد من رسول اللَّه ٦ دفن خواهى كرد، پس هجوم خواهند كرد در منع شما از آن؛ و ليكن من سوگند ميدهم شما را بخدا كه نوعى نكنيد كه بقدر حجامتى خون ريخته گردد بعد از آن وصيت فرمود بوى اهل و ولد و تركات خود را و آنچه وصيت كرده بود بوى أمير المؤمنين (ع) وقتى كه او را خليفه ميفرمود بجاى خود. و دلالت كرد شيعه خود را بر استخلاف امام حسين و نصب او او را از براى ايشان بعد از او و چون رحلت فرمود بسراى سرور امام حسين (ع) بر حسب فرموده تغسيل و تكفين فرمود و بر سرير نهاده بيرون آوردند، مروان و تابعان از بنى اميه چنين تصور كردند كه آن حضرت را نزد