کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٧ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
نمىآمدى بجنك عترت رسول اللَّه و اراده قتل ايشان نمينمودى، و آب فرات كه بر ددان باديه جهالت و خوكان وادى ضلالت مباح است بر ايشان نمىبستى، و اينك حسين بن على (ع) و برادران و زنان و طفلان او با تمامى اهل بيت از تاب تشنگى به بيم جان و هلاك رسيدهاند، و تو نزول نموده ميان آب و ايشان كه مبادا ايشان شربتى آب از آن بخورند و زعم تو آنست كه خداى و رسول او را ميشناسى و مسلمانى، عمر نحس سر شوم را در پيش انداخت بعد از زمانى سر بالا كرد و گفت: و اللَّه يا اخا همدان بدرستى كه من ميدانم حرمت ايشان را و ميشناسم و ليكن.
|
دعاني عبيد اللَّه من دون قومه |
الى خطة فيها خرجت لحين |
|
|
فو اللَّه ما ادرى و انى لواقف |
على خطر لا ارتضيه و مين |
|
|
أ آخذ ملك الرى و الرى رغبة |
ام ارجع مأثوما بقتل حسين |
|
|
و في قتله النار التى ليس دونها |
حجاب و ملك الرى قرة عين |
|
طلب كرد مرا عبيد اللَّه زياد از نزد قوم و داد بمن مملكتى كه در آن حاصل كنم زر و سيم را و بخدا سوگند كه نميدانم و حال آنكه من ايستادهام بر گذر دو خطر كه نمىپسندم آن را كه آيا بستانم ملك رى را و حال آنكه ملك رى مرغوب منست يا رجوع كنم در حالتى كه مرا از گناهكاران شمارند بكشتن حسين و ميدانم كه در كشتن او دخول آتش است كه نيست از دخول هيچ حجاب و مانعى، و ملك رى خود نور چشم مىافزايد بعد از آن گفت: يا أخا همدان نمىيابم در نفس خود كه ترك ملك رى توانم كرد، يزيد بن حصين باز گشت و گفت: يا ابن رسول اللَّه او رضا بقتل تو داده بواسطه ملك رى مؤلف رحمه الله ميفرمايد كه: توفيق امريست عزيز المنال و هر كه كلمه عذاب بر او واجب