کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥٤ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
بعد از اين خبر موحش ام لقمان دختر عقيل بن ابى طالب بيرون آمد سر و پاى برهنه با خواهران خود ام هانى و أسماء و رمله و زينب و ميگريستند بر مظلومى و غريبى امام حسين (ع) و مترنم باين كلام بودند كه:
|
ما ذا تقولون اذ قال النبى لكم |
ما ذا فعلتم و انتم آخر الامم |
|
|
بعترتى و باهلى بعد منقلبى |
منهم اسارى و منهم ضرجوا بدم |
|
|
ما كان هذا جزاى اذ نصحت لكم |
ان تخلفونى بسوء في ذوى رحمى |
|
يعنى چه چيز خواهيد گفتن وقتى كه پيغمبر ٦ گويد مر شما را كه اين چه بود كه گرديد و حال آنكه شما آخر امت بوديد بعترت و به اهل من بعد از بازگشت من بعالم آخرت، بعضى را از ايشان بسان اسيران برديد، و بعضى ديگر را آغشته بخون كرديد، نبود اين جزاى من وقتى كه شما را نصيحت كردم و راه نمودم آنكه بگذاريد مرا باين حال كه آنچنان بدى و خوارى كنيد بذى رحم و خويشان من.
و بعد از اين خبر چون شب درآمد در جوف ليل أهل مدينه آوازى شنيدند و شخص او را نديدند كه اين ندا ميكرد كه
|
ايها القاتلون جهلا حسينا |
ابشر و ابا لعذاب و التنكيل |
|
|
كل من في السماء يدعو عليكم |
من نبى و ملائك و قبيل |
|
|
قد لعنتم على لسان ابن داود |
و موسى و صاحب الانجيل |
|
يعنى اى كشندگان كه از روى جهل و نادانى حسين را كشتيد بشارت باد شما را بعذاب و نكال هر كه در آسمان است دعاى بد ميكند بر شما از پيغمبر مرسل و ملك مقرب و از هر قبيل كسى كه هست، بدرستى كه لعنت كرده ميشويد بر لسان پسر داود كه سليمانست و بر زبان موسى و صاحب انجيل كه عيسى است (ع)