کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٠٦ - فصل هشتم در بعضى از كلام فصاحت نظام آن حضرت
ملاقات كرد و گفت: يا ابا عبد اللَّه آيا خبر رسيد بتو آنچه كردم بحجر و أصحاب او از شيعه پدرت فرمود كه: نه گفت كشتيم ايشان را و كفن كرديم و نماز گزارديم بر ايشان، امام حسين (ع) تبسم فرمود و گفت: خصم تو باشند آن قوم در روز قيامت أى معاويه بدان بخداى سوگند كه اگر ما دست يابيم مثل اين را بر گروه تو و ايشان را بقتل آريم ايشان را كفن نكنيم، و بر ايشان نماز نگذاريم بمن رسيد قيام تو در امور ابى الحسن و آنچه از تو بوقوع آمده نسبت بأو و عيوبى كه از براى بنى هاشم ميگوئى. و اللَّه كه تو از كمان خود تير نمىاندازى، و بر غرض خود نشانه نميزنى، و فرا گرفته عداوت را بجاى نزديك، و اطاعت كرده مردى را كه نه قديم است ايمان او و نه حادث است بفلق او، و نظر دوستى از براى تو نكرد تو خود در كار خود نظر كن يا بگذار اين كار را- مراد عمرو عاص بىاخلاص است.
انس گويد كه: من نزد امام حسين (ع) بودم كه جاريه آمد و او را تحيت گفت بيك دسته ريحان آن حضرت فرمود كه، تو آزادى از مال من براى رضاى خداى تعالى، من گفتم كه: او تحيت گفت ترا بدسته ريحان كه چندان قدر و قيمتى ندارد تو او را آزاد كردى؟! فرمود كه: حق سبحانه و تعالى چنين ما را تاديب فرمود كه: إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها و احسن از آن تحيت آزادى او است.
و روزى از روزها فرمود مر برادر خود را حسن كه من دوست ميدارم كه زبان تو از من ميبود و دل من از تو.
و آوردهاند كه كتابتى امام حسن (ع) بوى نوشت كتابتى ملامت آميز بر اعطاى شعرا كه اين مقدار