کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٨ - فصل ششم در علم امام حسن
عمر است، و سؤال كردم از ثالث گفتند: حسن بن على بن ابى طالب است (ع) و بود قول حسن أحسن.
و آوردهاند كه روزى حسن بن على (ع) غسل نموده بود از خانه بيرون فرموده جامهاى فاخر پوشيده و بانواع عطريات مطيب و معطر ساخته و نور روى حسنش بر ضوء شمس غلبه كرده، و حسن صورتش از كمال معنى خبر ميداد، و باد صبا نفحات غاليه سايش بأطراف عالم ميفرستاد، عزو اقبال لامع بود از اعطاف الطافش؛ و مجد و اجلال طالع بود از اكناف و اطرافش، و قاضى قدر حكم فرموده بود بسعادات اوصافش باز بر بغله رهوار خوش رفتار سوار، و غلامان و غاشيهكش بسيار در پيش و پس و از يمين و يسار.
ناگاه يهودى پيش آمد كه از غايت احتياج گوئيا خاك مذلت بر فرقش ريختهاند، و تخم فلاكت در نهاد زمين ناتوانش ريخته، و از برهنگى دستى به پيش و دستى به پس گرفته، و عورت خود را از مردم نهفته، و از گرسنگى نه پاى رفتارش بود و نه زبان گفتار.
و امام حسن (ع) را توقيف نمود و گفت: با ابن رسول اللَّه از تو انصاف ميخواهم كه از براى من بدهى فرمود كه: در چه چيز؟ گفت در آنكه جد تو فرموده كه دنيا زندان مؤمنان است و بهشت كافران