کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٨٢ - فصل پنجم در امامت آن حضرت
از خلال سرهاى ايشان بيرون آمد و ميرود تا رفت به بينى شوم ابن زياد، و لحظه مكث كرد ديگر بيرون آمد و رفت باز غايب شد زمانى بعد از آن گفتند آمد تا چند نوبت اين حال بر اين منوال مشاهده افتاد.
مؤلف رحمه اللَّه ميفرمايد كه بلا شك اين عبرتيست از براى اولى الابصار، و عجيبه ايست از عجايب اين دار، و صغيره ايست نسبت بآنچه آماده كرده حق تعالى براى اين ظلمه از عذاب نار، چه ايشان مرتكب قتل حسين و سبى حريم او شده بودند آن چيزى كه ديگرى مثل آن را مرتكب نشده بودند از مرده كفار، و اقدام ننموده بودند بر او مگر كسى كه بيرون رفته باشد از رقه دين و ظاهر ساخته باشد عداوت را با حضرت پروردگار، فحسبه جهنم و بئس القرار؛ و اين نقل را نيز عز الدين ابن اثير الجزرى در تاريخ خود آورده و جنابذى در كتاب معالم العتره روايت ميكند از عايشه كه او گفت كه: ما را غرفه بود كه هر گاه آن حضرت ميخواست كه با جبرئيل ملاقات كند در آنجا ملاقات ميكرد، يك روزى رسول اللَّه ٦ با جبرئيل ملاقات فرمود در آنجا و گفته بود بعايشه كه احتياط كند كه كسى بآنجا بالا نرود عايشه گويد كه امام حسين (ع) بآنجا بالا رفته بود و ما نميدانستيم، چون جبرئيل وحى آورد پرسيد كه اين كيست؟ پيغمبر فرمود كه: اين پسر منست حسين، او را در كنار خود گرفت جبرئيل گفت:
زود باشد كه او را شهيد كنند، آن حضرت فرمود كه از امت من او را شهيد كنند؟ جبرئيل گفت كه نعم اگر خواهى خبر كنم ترا بزمينى كه او را شهيد كنند، آنگاه جبرئيل اشارت بطف عراق كرد