کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٠٩ - ذكر اولاد آن حضرت و تعداد و اسامى آنان
بيرون نرفت از نزد ما يك روز هرگز در جامه كه پوشيده باشيم او را الا كه بخشيده و هر روز يك گوسفند جهت مهمان ميكشت.
و خروج كرد بر مأمون در سنه تسع و تسعين و مائة در مكه و زيديه جاروديه تابع او شدند، و بيرون آمد از براى قتال او عيسى جلودى و جمعيت او را متفرق ساخت و گرفت او را و به پيش مأمون فرستاد، چون رسيد به پيش مأمون او را اكرام كرد و نزديك خود نشاند و صلات و انعامات نمود و بخراسان مقيم شد در ميان بنى اعمام خود سوار ميشد و به پيش مأمون ميرفت و مأمون رعايت او بيشتر از ديگران ميكرد از رعيت خود.
و روايت كنند كه مأمون نميخواست كه او سوار شود در ميان جماعتى از طالبان كه خروج كرده بودند بر مأمون در سنه مأتين، پس ايمن گردانيد ايشان را و بيرون فرستاد توقيع را بسوى ايشان كه سوار مشويد با محمد بن جعفر و سوار شويد با عبد اللَّه بن حسين، ايشان از آن ابا نمودند كه با او سوار شوند بعد از آن توقيع ديگر بيرون آمد كه سوار شويد با هر كه خواهيد، بعد از آن سوار ميشدند با محمد بن جعفر هر گاه كه سوار مىشد كه مىآمد نزد مأمون و بازمىگشتند به بازگشتن او.
و مرويست از موسى بن سلمه كه او گفت: روزى آمدند نزد محمد بن جعفر و گفتند كه غلامان ذى الرياستين زدند غلامان ترا بواسطه هيزمى كه خريده بودند، او بيرون رفت بدو جامه كه پوشيده بود و عصاى با خود داشت و اين رجز ميخواند كه الموت خير لك من عيش رذل.
يعنى مرگ بهتر است از براى تو از زندگانى كه با رذالت باشد، و مردم از دنبال او رفتند تا زدند غلامان ذى الرياستين را و گرفتند هيزم را از ايشان، و اين خبر را بمأمون رسانيدند، او فرستاد