کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٨ - فصل هفتم در كرم وجود آن حضرت(ع)
و ميگفتند محمد بن حنفيه را رحمة اللَّه عليه كه پدر تو سماحت مينمايد بتو در حرب و ترا دليرانه بحرب مىبرد و امساك ميكند بحسن و حسين در حرب و كم ميبرد ايشان را بحرب، در جواب گفت كه: حسن و حسين هر دو چشم ويند و من دست ويم و انسان نگاه ميدارد بدست هر دو چشم خود را، و يك نوبت ديگر كه بوى اين سخن گفتند در جواب گفت كه: من پسر امير المؤمنينم و امام حسن و امام حسين فرزندان رسول اللَّهاند ٦ و حماست و سماحت كه شجاعت و سخاوت است دو همشيرهاند كه تو أمان بودهاند جواد شجاع است و شجاع جواد، و اين قاعده كليه ايست مطرد و منعكس كه از يك ديگر تخلف نميكنند و اگر چه خارج شوند از او بعضى از آحاد، و هر كه ترسد عيب را در شرف خود جود و سخا مينمايد بنو و كهن و ابو تمام جمع كرده بود هر دو را بالتمام در اين ابيات:
|
و اذا رايت ابا يزيد في ندى |
و وغى و مبدى غارة و معيدا |
|
|
أيقنت أن من السماح شجاعة |
تدنى و ان من الشجاعة جودا |
|
يعنى هر گاه ديدى أبا يزيد را در حال سخاوت و شجاعت كه ابتداكننده است بجنك و غارت و بازگردنده است بوى يقين ميدانى كه از سخاوت شجاعت نزديك است و از شجاعت جود حاصل است.