کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٨ - در ذكر فدك و خطبه فاطمه زهرا
فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ او همين جواب داد كه پيغمبران را ميراث نمىباشد.
و ابو سعيد خدرى روايت كند كه چون رسول اللَّه رحلت فرمود فاطمه طلب فدك كرد، ابو بكر گفت: من ميدانم كه آنچه تو گوئى نخواهد بود مگر حق، ليكن دو گواه بيار تا بر اين گواهى دهند، و أمير المؤمنين (ع) را برده شهادت فرمود با ام ايمن گفت: يك زن ديگر را بيار يا يك مردى ديگر آنگاه من آن را بتو مسلم دارم و بنويسم.
مؤلف رحمه الله ميفرمايد كه اين سخن عجب است، زيرا كه فاطمه (ع) طلب ميراث پدر بزرگوار خود ميكرد در اين قضيه احتياج بگواه نيست، چه مستحقتر كه را گواهى نمىبايد مگر نسب آن كس مجهول باشد، و در اين قضيه اين چنين نيست بلى اگر حضرت فاطمه (ع) دعوى كند كه بمن بخشيده احتياج باقامت بينه دارد طلب كردن فاطمه فدك را باقى نميگذارد آنچه أبو بكر روايت كرده كه پيغمبر را ميراث نمى باشد، و اين امريست واضح ظاهر.
و روايت كنند كه عايشه و حفصه و مالك بن اوس نضرى نيز روايت كردند كه پيغمبر ٦ فرمود كه: ما معاشر أنبيائيم ميراث برده نميشويم، وقتى كه عثمان والى شد عايشه گفت بعثمان كه: آنچه پدر من و عمر بمن ميدادند از بيت المال تو نيز بده، گفت: من در كتاب و سنت نمىيابم كه بتو چيزى