کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤١٨ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
و عزيمة على امير المؤمنين و الائمة من بعده
او از تو منصرف شود و برگردد چون اين را بخوانى عبد اللَّه كاهلى گويد كه: من آمدم بكوفه و بيرون رفتم با پسر عم خود بجانب قريه پس ناگاه در راه سبعى معارض ما شد، من آية الكرسى و اين عزيمت را بر روى او خواندم كه از راه ما دور شو و ما را ايذا نرسان و ما هم ايذا نرسانيم ترا، پس نظر كردم بسوى او سر را در پيش انداخته بود و ذنب خود را در ميان پايها گرفته از راه دور شد و بازگشت بآن راهى كه آمده بود، بعد از آن پسر عم من گفت كه: من نشنيده بودم كلامى هرگز بهتر از آن كلامى كه از تو شنيدم، گفتم من اين كلام را شنيدهام از جعفر بن محمد (ع) او گفت: من گواهى ميدهم كه او امام مفترض الطاعة است، و نبود پسر عم من كه شناسد او را نه اندك و نه بسيار.
پس من رفتم بخدمت آن حضرت در سال آينده و اين خبر را بوى عرض كردم و آنچه بر ما واقع شده بود، آن حضرت فرمود كه: آيا نديدى كه حاضر شدم شما را از براى دفع آن مكروه كه ديدى مراست با هر ولى و دوست گوش شنوا، و چشم بينا، و زبان گويا، بعد از آن فرمود كه: يا عبد اللَّه ابن يحيى بخدا سوگند كه من صرف كردم و باز گردانيدم آن را از شما، و علامت اين آنست كه شما در ابتدا بر كنار نهر بوديد، و نام پسر عم تو ثابتست نزد ما، و نبود حق تعالى كه بميراند او را تا بشناسد اين امر را، پس باز گشتم بكوفه و پسر عم خود را بمقاله آن حضرت اخبار كردم، فرح و شادى بسيار نمود و هميشه باين بينائى بود تا وفات كرد.