کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٥٠ - برخى از معجزات و دلائل آن امام همام
ميگويد، و قدريه چنين و چنين، و حروريه چنان و چنان، و زيديه اين ميگويند و فاسد و باطل است بر ايشان قول آنها، من در اين انديشه بودم كه يكى آواز ميكند، گوش كردم يكى در خانه ميزند گفتم:
اين چه كس است؟ گفت: منم فرستاده أبى جعفر (ع) پس بيرون رفتم گفت: ترا ميطلبد، جامه پوشيدم و رفتم، چون بخدمت وى رسيدم فرمود كه: يا ابن محمد نه بمرجيه، و نه بقدريه، و نه بزيديه، و نه بحروريه و ليكن بما يعنى اقتدا بما كن، و من اذن ندادم ترا و محجوب گردانيدم از براى اين و اين بود آن را كردم و گفتم و چون فارغ شدم از عقب تو فرستادم.
مالك جهنى گويد كه: من نشسته بودم در خدمت أبى جعفر (ع) پس نظر كردم بجانب آن حضرت و در دل خود ميگفتم كه چه بزرك ساخته خداى تعالى ترا و گرامى گردانيده ترا و قرار داده ترا حجت بر خلق خود، التفات فرمود بجانب من گفت: اى مالك امر از آن بزرگتر است كه تو بر آن ميروى جابر گويد: من شنيدم از أبى جعفر (ع) كه ميفرمود: خروج نكرد كسى بر هشام مگر كه كشت او را، ما اين مقاله را بزيد رسانيديم گفت: من حاضر بودم نزد هشام و رسول اللَّه را ٦ بد ميگفتند نزد او و او منكر و متغير نميشد از اين، بخدا كه اگر نباشد مگر من و ديگرى من بر او خروج كنم.
و ابو هذيل گويد كه گفت أبو جعفر (ع): يا ابا هذيل مخفى نيست بر ما شب قدر بدرستى كه ملائكه در اين شب طواف ميكنند ما را.