کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٥١ - برخى از معجزات و دلائل آن امام همام
و ابو عبد الله (ع) روايت كند كه در خانه أبى جعفر (ع) فاخته بود شنيد كه آواز ميكند فرمود آيا ميدانيد كه چه ميگويد اين فاخته؟ گفتيم: نه، فرمود كه: ميگويد نخواهم يافتن شما را و مفقود خواهيد گشت، پس پيش از آنكه او ما را نيابد او را مفقود و ناپديد گردانيم، بعد از آن امر فرمود بذبح او- اين آخر كتاب دلائل حميرى است.
مؤلف رحمه الله ميفرمايد نقل كردم از كتابى كه جمع كرده آن را وزير سعيد مؤيد الدين أبو طالب محمد بن أحمد بن محمد بن على العلقمى رحمه اللَّه كه در آن كتاب آورده كه ذكر كرد أبو الفتح يحيى بن محمد بن حياء الكاتب كه يكى از ايشان گفت:
بودم من در ميان مكه و مدينه كه ناگاه شبحى ظاهر شد از آن بريه گاهى ظاهر مىشود و گاهى غايب تا نزديك رسيد بمن، و متأمل بودم كه اين چه كس باشد، ناگاه پسرى بود در ميان هفت و هشت، سلام كرد بر من و من جواب سلام او گفتم پرسيدم كه از كجا مىآئى، گفت: از جانب خدا مىآيم، گفتم: بكجا ميروى؟ گفت: بطرف خداى تعالى ميروم، گفتم: بر چه چيز؟ گفت: بر حق، گفتم: زاد تو چيست؟ گفت: تقوى، من گفتم: از كدام قومى؟ فرمود كه: مرد عربىام، گفتم: بيان زياده كن، گفت: مرد هاشمىام، گفتم: بيان زياده كن، گفت: مرد علويم، بعد از آن اين ابيات را انشا فرمود:
|
فنحن على الحوض ذواده |
نذود و نسعد و راده |
|
|
فما فاز من فاز إلا بنا |
و ما خاب من حبنا زاده |
|