کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٨ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
گشت و عقاب لازم شد او را اثر نميكند نه ملامت لايم و نه نصيحت عذال، و هر كه هوا و نفس بر او استيلا يافت مىافتد در ورطه عظيم شهوات قيود و اغلال، و همچنان كه جنت را رجالست نار را نيز هست رجال، و آنچنانچه آماده كرده حق تعالى از براى قومى فوز و رضوان همچنين مهيا ساخته از جهت ديگر عقاب و نكال، و اين نحس ابن سعد كه دور است از رحمت الهى با وجود آنكه ميدانست كه اين عمل زشت است و بحكم أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ ارتكاب مينمود و اين اقبح است از انواع ضلال، و متسم بودن منطوق خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً بدا اين احوال، و ترك سراى باقى گفتن و رغبت كردن بدنياى سريع الزوال، از براى طمع مال، پس زيان كارى است در مآل، در دوز را بر خود گشود و او را در امارت رى سودى نبود؛ بيرون رفت ابن سعد در طالع نحس و فروخت آخرت خود را بثمن بخس، و بدست خود انداخت خود را بجاى تنكتر از حبس، عصيان حق ورزيد از براى رضاى فجار، و گرفتار كرد خود را بغضب كردگار، و ورود او خواهد بود فردا با ابن زياد و اصحابش در نار، كه بدترين مقام است از براى قرار؛ و در دنيا بازگشت نمود بعار، و حشر او خواهد بود در آخرت با مرده كفار
|
صلى لها حيا و كان و قودها |
ميتا و يدخلها مع الفجار |
|
|
و كذاك اهل النار في دنيا هم |
يوم القيامة جل اهل النار |
|
يعنى زندگانى از براى سوختن آتش ميكرد و هيمه دوزخ شد در مردن و داخل مىشود با فجار بدوزخ و همچنيناند أهل آتش در دنيا كه عمل از براى دوزخ ميكنند و ايشان در قيامت بزرگان أهل آتش دوزخند و مصدق اين مدعى آنست كه پيغمبر ٦ شنيد آواز افتادن كسى بجائى أصحاب پرسيدند