کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤٩ - برخى از معجزات و دلائل آن امام همام
كه بعد از اين مسلط نگردد هيچ كدام از نسل من بر هيچ كس از شيعه تو، من گفتم كه: چنين كنم.
و عبد الله بن عطاى مكى روايت كند كه مرا اشتياق خدمت أبو جعفر پيدا شده بود و من در مكه بودم و آمدم بمدينه از جهت شوق بخدمت او در آن شب كه در راه بودم باران بسيار و سرماى سخت خوردم و نيمه شب بدر خانه آن حضرت رسيدم با خود ميگفتم كه در اين ساعت در روم بخانه يا انتظار كشم تا صبح شود، من در اين فكر بودم كه ناگاه شنودم كه آن حضرت ميگويد كه: اى جاريه بگشاى در را از براى ابن عطا كه در اين شب سرما خورده است و ايذا يافته، گفت كه: جاريه آمد و در گشود و من به اندرون رفتم.
و ابو عبد اللَّه (ع) روايت كند كه من نزد پدر بزرگوار بودم در روزى كه رحلت ميفرمود مرا وصيت كرد بچيزى چند در غسل و كفن و دخول در قبر وى، من گفتم: اى پدر بخدا كه من نديدم از آن روز باز كه بيمار شده ترا از روى هيأت كه بهتر باشى از امروز اصلا كه أثر موت در تو ظاهر نيست، فرمود كه: أى پسر آيا نميشنوى على بن حسين را كه آواز ميكند از پس ديوار كه: يا محمد بيا و در آمدن تعجيل نماى.
و حمزه بن محمد الطيار روايت ميكند كه آمدم بدر خانه أبى جعفر (ع) و طلب اذن كردم مرا اذن نداد و غير مرا اذن داد، بازگشتم بمنزل خود و من غمناك بودم انداختم خود را بر سريرى كه در خانه بود و رفته بود خواب از من و در فكر بودم و ميگفتم به پيش كه روم مرجيه اين چنين اين چنين