کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٣٦ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
خداى تعالى مر ابراهيم (ع) را كه «فراگير چهار مرغ را پس جمع كن ايشان را بسوى خود» آيا اين چهار مرغ از اجناس مختلفه بودند يا از يك جنس بودند؟ آن حضرت فرمود كه آيا ميخواهى كه بنمايم مثل آن؟ گفتم: نعم، فرمود كه: يا طاوس، ناگاه پيش وى حاضر شد، ديگر فرمود كه: يا غراب، او هم آمد نزد وى، و ديگر فرمود كه: يا بازى، پس باز هم آنجا پيدا شد، ديگر فرمود كه: يا حمامه كبوتر آنجا حاضر شد، بعد از آن امر فرمود بكشتن اين چهار مرغ و پاره پاره كردند، و پر و مويهاىشان كندند و با هم مخلوط ساختند بعد از آن سر طاوس را گرفت و فرمود كه: يا طاوس، پس ما ديديم گوشت و استخوان و پر و موى او التيام يافته متميز شد از غير خود تا آمد و متصل گشت بسر خود و طاوس در پيش آن حضرت زنده برخاست، بعد از آن آواز داد بغراب او نيز زنده برخاست، و باز و كبوتر نيز در حضور آن حضرت برخاستند اين چنين.
و ديگر روايت كند هشام بن حكم كه مردى از جبل آمد بخدمت آن حضرت و با او ده هزار درهم بود و گفت كه: از براى من خانه بخر كه چون با أهل و عيال بيايم آنجا فرود آئيم؛ بعد از آن رفت بطرف مكه، چون حج كرد و بازگشت آن حضرت او را در منزل خود فرود آورد، و فرمود كه:
من از براى تو خانه خريدهام در فردوس اعلى كه اول حد او بخانه رسول اللَّه ٦ ميرود، و دوم بخانه امير المؤمنين على، و سيم بخانه امام حسن، و چهارم بخانه امام حسين (ع)، و مجله در اين باب نوشتهام چون مرد اين را از آن حضرت شنيد گفت: راضى شدم باين معامله آنگاه صادق (ع) آن دنانير را بر اولاد امام حسن و امام حسين قسمت كرد، مرد مجله را گرفته بازگشت و رفت بمنزل خود، اتفاقا او را