کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٩٩ - تاريخ ولادت و دلائل امامت و عمر شريف آن حضرت
شامى خاموش شد و در اين مفكر بود، آن حضرت فرمود كه: چيست ترا كه تكلم نميكنى؟ گفت:
اگر ميگويم كه: اختلاف نميكنيم مكابره كردهام؛ و اگر ميگويم: كتاب و سنت اختلاف از ميان ما برداشتهاند باطل گفتهام، زيرا كه احتمال وجوه در آن هر دو راه دارد، و ليكن مرا هست بر او مثل اين، آن حضرت فرمود: بپرس از اين شايد بيابى تو او را كه اين را املا كند.
شامى گفت مر هشام را كه: آنكه ناظرتر است از براى خلق پروردگار ايشانست يا نفسهاى ايشان؟ هشام گفت: پروردگار ايشان از براى ايشان ناظرتر است. شامى گفت كه: آيا كسى هست كه اقامت كند از براى ايشان حجتى و جمع نمايد كلمه ايشان را و بردارد اختلاف از ميان ايشان و بيان كند حق ايشان را از باطل ايشان؟ هشام گفت: بلى، گفت: كيست آن؟ هشام گفت: در ابتداى شريعت رسول اللَّه بود ٦ و أما بعد از نبى پس غير او است، شامى گفت كه: آن غير نبى كيست كه قائم مقام او باشد در حجت؟ هشام گفت: در اين وقت ميگوئى يا پيش از وقت ما؟ شامى گفت: در اين وقت ما كه اينست، هشام گفت: او اين مرد است كه اينجا نشسته است يعنى أبا عبد اللَّه (ع) كه بسته مىشود بسوى او رحال، و خبر ميدهد ما را باخبار آسمان كه بميراث گرفته از پدر و جد بزرگوار خود، شامى گفت: چون معلوم شود مرا اين؟ هشام گفت: سؤال كن از آنچه خواهى از او، شامى گفت: عذر مرا قطع كردى پس بر منست سؤال.
آن حضرت فرمود كه: كفايت ميكنم از تو مسأله ترا أى شامى من خبر كنم ترا از مسير و سفر تو كه چه روز بيرون آمدى و از كدام راه آمدى و كه بتو گذشت و تو بر كه گذشتى، پس شامى اقبال مىنمود هر آنچه آن حضرت وصف ميفرمود مر او را در امر او و مىگفت: و اللَّه كه راست گفتى، بعد