کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٤ - در ذكر امامت و بيعت آن حضرت(ع)
بجانب لشكر معاويه شتافت با خاصان خود، و بامداد كردند مردم بىامير، پس قيس بن سعد صباح با ايشان نماز گذارد.
بعد از اين كتابت بصيرت امام حسن (ع) زياده شد بفروگذاشت ايشان او را و فساد نيات اهل تحكيم و تزوير در او و آنچه اظهار كردند آن منافقان از ناسزا و تكفير و استحلال دم آن حضرت و نهب و غارت اموال او و باقى نمانده بود با وى كسى كه ايمن توان بود از مكر و فريب او الا بعضى از خاصان شيعه او و شيعه پدر بزرگوارش (ع)، و اين جماعت مقاومت نميتوانستند كردن بأهل شوم شام.
پس بضرورت كتابتى نوشت آن حضرت بمعاويه غاويه در باب صلح و صلاح، و فرستاد با آن كتابتهاى اصحاب كه تعهد كرده بودند فتك حرمت او را، و تسليم كردن وى باو با شروط بسيار در آن نامه درج نموده و عقود بىشمار در آن ثبت كرده كه بآن وفا نمايد تا صلح صورت گيرد، و چون اعتماد از ميان برخاست و آن حضرت نتوانست بر كسى اعتماد كند و دانست احتيال و اغتيال او را چاره غير از اين نديد كه آنجا كارگر آيد مگر ترك حرب و استدعاى صلح، چون اصحاب او بصائر و اعتقاد در حق آن حضرت ضعيف ساختند، و دست فساد و مخالفت از آستين وقاحت بيرون آوردند، و بسيارى از ايشان استحلال خون وى نمودند، و خواستند كه او را تسليم خصم نمايند، و فرو گذاشت پسر عمش عبيد اللَّه او را در آن ورطه و بجانب دشمن رفتن، اين نيز موجب پريشانى بود، و همه آن جماعت ميل بدنياى عاجل كردند و جانب حق و آخرت فرو گذاشتند.
پس وثيقه نوشت براى خود از معاويه مؤكد گردانيد بتوكيدات تا بر او حجت باشد و اعذار در