کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٦٩ - جريان حج هشام بن عبد الملك و قصيده فرزدق
|
لا يستطيع مجار «جواد» بعد غايتهم |
و لا يدانيهم قوم و ان كرموا |
|
|
بيوتهم في قريش يستضاء بها |
في النايبات و عند الحكم ان حكموا |
|
|
و ليس قولك من هذا بضائره |
العرب تعرف من انكرت و العجم |
|
|
اى الخلائق ليست في رقابهم |
لاولية هذا أو له نعم |
|
|
من يعرف اللَّه يعرف اولية ذا |
الدين من بيت هذا ناله الامم |
|
|
هم الغيوث اذا ما ازمة ازمت |
و الاسد اسد الشرى و الراى محتدم |
|
|
مقدم بعد ذكر اللَّه ذكر هم |
في كل بر و مختوم به الكلم |
|
|
لا يقبض العسر بسطا من اكفهم |
سيان ذلك ان اثروا و ان عدموا |
|
|
ما قال لاقط الا في تشهده |
لولا التشهد كانت لاؤه نعم |
|
|
اللَّه شرفه قدما و فضله |
جرى بذاك له في لوحه القلم |
|
چون هشام اين ابيات را گوش كرد خون در بدنش جوش كرد و فرزدق را بحبس فرستاد و در حبس اين را گفت:
|
أ يحبسني بين المدينة و التى |
اليها قلوب الناس يهوى منيبها |
|
|
يقلب راسا لم يكن راس سيد |
و عينا له حولاء باد عيوبها |
|
يعنى آيا حبس ميكند مرا در ميان مدينه و آن مدينه كه دلهاى مؤمنان ميخواهد و دوست ميدارد كه بسوى او بازگشت نمايد، ميگرداند سر را كه نيست آن سر سردار و ميگرداند چشم را كه آن راست احولى كه آينده است بعيوب خود، يعنى هشام لياقت پيشوائى ندارد كه نيك انديش باشد بلكه بدبين بد انديش است، پس بعد از چند روز او را از حبس بيرون آورد آنگاه امام زين العابدين (ع) ده هزار درهم و در روايتى دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و عذر خواهى فرمود كه معذور دار ما را أى ابا فراس كه اگر در اين وقت نزد ما بيشتر از اين ميبود از براى تو ميفرستادم، فرزدق آن دراهم را باز پس فرستاد و گفت: قصد من نبود از اين سخنان مگر رضاى خداى تعالى، و من اين از براى خدا گفتم و قصد چيزى نكردم بر اين، امام زين العابدين (ع) فرمود كه: خداى تعالى محل و مقام ترا بتو بنمايد و سعى ترا جزا دهد و ضايع نگذارد، و ليكن ما جماعتيم از اهل بيت كه چون چيزى بكسى داديم باز نميستانيم و سوگند داد او را بر قبول آن، بعد از آن فرزدق آن را قبول كرد و ترجمه أبيات فرزدق كه مذكور شد بطريق نظم اينست:
|
پور عبد الملك بنام هشام |
در حرم بود با اهالى شام |
|
|
ميزد اندر طواف كعبه قدم |
ليكن از ازدحام اهل حرم |
|
|
استلام حجر ندادش دست |
بهر نظاره گوشه بنشست |
|