کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٣٣ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
خيرى نخواهى ديدن و اكنون ترا بوى ملحق گردانم و او را پيش خويش كشيد و گردن او را زد.
مؤلف رحمه الله ميفرمايد كه صدق اللَّه: وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ آن كسانى كه بر امام حسين (ع) جنك و حرب كردند و قصد وى و اصحاب او نمودند به اندك زمانى بدست دوست يا دشمن كشته شدند، و فضيحت گشتند و هيچ كس از ايشان بحمد اللَّه كه بمراد نرسيدند، و امر ايشان به بدترين عقوبتى كشيد، و تمام مستأصل و متفرق شدند باز ابن طلحه ميگويد كه محترمات حجرات عصمت را بسان أسيران بر شتران سوار كردند تا آمدند بكوفه، و مردم از آنجا بيرون آمده اين حال را كه ديدند گريه و زارى آغاز كردند، و در نوحه را بر خود باز كردند، و فغان در آسمان و زمين افتاد. و امام زين العابدين (ع) مريض بود فرمود، چون اين مردم باين زارى و بيقرارى از براى ما گريه و نوحه ميكنند پس چه كسان كشتند ما را؟
و روزى كه آن حضرت شهيد شد روز جمعه بود و آن روز عاشورا بود از محرم در سال شصت و يكم از هجرت چنانچه مذكور شد، و دفن كردند آن حضرت را بطف كربلا از زمين عراق، و مشهد منورش معروف و مشهور است، و به زيارت مىآيند از جهات و آفاق، و تفصيل اين وقايع را صاحب فتوح آورده و من مجملى از آن نقل كردم و هر كه تفصيل خواهد بآنجا رجوع كند و بعد از اين بزبان معذرت ميگويم: