کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٣١ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
حسين (ع) يك يك بيرون ميرفتند و داد مردى ميدادند و شهيد مىشدند تا زياده از پنجاه مرد بمقام شهادت رسيدند.
در اين وقت امام حسين (ع) دست مبارك بمحاسن خود فرود آورد و پيش فرموده آواز داد و گفت كه: كجاست فريادرسى و يارى و مددكارى كه از براى رضاى خداى تعالى بفرياد ما رسد و ما را يار و مددكار باشد و دفع كند شر اين ظلمه را از حرم محترم رسول اللَّه ناگاه حر بن يزيد رياحى كه سابقا سمت ذكر يافت پيش راند و گفت: يا ابن رسول اللَّه اول كسى كه بجنك تو بيرون آمد من بودم و اكنون كسى كه در خدمت تو جان ببازد و كشته شود ميخواهم كه من باشم، امر فرماى بقتال كه كارزار كنم امروز شايد كه بيابم شفاعت جد ترا فردا در روز قيامت، اذن يافته بقتال اشتغال نمود و مركب خود را بر قلب لشكر ابن سعد زد و كشش و كوشش كرد تا شهادت يافت و بعد از آن آتش حرب برافراخت تا اصحاب و اقربا و اولاد بنى اعمام آن حضرت تمام بدرجه شهادت رسيدند، آن حضرت تنها ماند بنفس خود مبادرت نمود بمبارزت تا از كشته پشته ساخت و جراحت بسيار بر بدن مبارك وى بود از طعن نيزه و ضرب شمشير و تير و سنان آن ناپاكان بيباكان، شمر لعين با طايفه ملاعين آن حضرت را در ميان گرفتند و مردم دست بنهب و غارت بر آوردند آن حضرت آواز زد بر آنها و فرمود كه: و يحكم أى گروه شيطان اگر شما را دين نيست و از روز قيامت نميترسيد احرار خود هستيد باز گرديد بانساب خود اگر هستيد شما أعراب، زعم شما آنست كه من با شما مقاتله ميكنم پس منع كنيد سفهاى خود را از تعرض سرا پرده ما كه در آنجا زنانند و ايشان با شما مقاتله نكردهاند