کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٨ - يادكرد وفات خديجه سلام الله عليها
[يادكرد وفات خديجه سلام الله عليها]
و عروة بن زبير گويد كه: خديجه وفات كرد پيش از آنكه نماز فرض گردد و ابن هشام گويد كه: مردم ثقه بمن حديث كردند كه جبرئيل (ع) بر پيغمبر ٦ نازل شد و گفت: اى محمد برسان سلام پروردگار را بخديجه، آن حضرت فرمود بخديجه كه: اينك جبرئيل آمده و ميگويد كه پروردگار تو بتو سلام رسانيد، خديجه گفت كه: اللَّه تعالى سلام است و از او سلام است، و بر جبرئيل سلام است و روايت كنند كه آدم (ع) گفت كه: من سيد بشرم در روز قيامت مگر مردى از ذريت من كه او پيغمبر باشد از جمله پيغمبران كه او را احمد گويند كه او را فضيلت است بر من بدو چيز: يكى زوجه او يارى و معاونت كند او را و براى او عون و مدد باشد و زوجه من بر من عون باشد كه مرا بفتنه اندازد، و ديگر حق سبحانه و تعالى اعانت فرمود او را كه شيطان او را مسلمان كرده و شيطان من كافر مانده عايشه روايت كند كه رسول اللَّه ٦ گاه و بيگاه ذكر خديجه مىكرد و او را ملول نميساخت از ثناى بر او و استغفار از براى او، يك روزى او را ياد كرده مرا غيرت دست داد گفتم كه خداى تعالى زن پيرى بزرگ سالى را برد عوض او را داد بتو، ديدم كه آن حضرت را غضب سخت مستولى شد، من خود را از دست گذاشتم و گفتم: بار خدايا اگر تو اين غضب را از رسول اللَّه ببرى من هرگز ديگر او را ببدى ياد نكنم تا زندهام، چون آن حضرت آن را مشاهده