کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤١٠ - ذكر اولاد آن حضرت و تعداد و اسامى آنان
نزد ذى الرياستين و آورد و گفت كه برو و محمد بن جعفر را عذر خواهى كن و غلامان را نزد وى فرست كه اگر خواهد ادب نمايد و اگر خواهد عفو كند، بعد از آن ذو الرياستين آمد نزد محمد بن جعفر موسى بن سلمه گويد كه: من نزد محمد بن جعفر بودم كه ذو الرياستين آمد گفتند اينك آمد و او نمىنشيند مگر بر زمين، اما او فرمود تا بساطها و فرشها انداختند از براى او و هر كه با او بود در آن خانه هيچ باقى نماند مگر كه و ساده انداخته بودند، آنگاه نشست، محمد بن جعفر چون ديد ذو الرياستين درآمد او را بر وساده خود جاى داد، او ننشست بر آنجا و بر زمين نشست، و عذر خواست و تحكيم كرد او را در باره غلامان خود.
و محمد بن جعفر در خراسان نزد مأمون وفات كرد، مأمون سوار شد تا حاضر شود جنازه او را چون او رسيد جنازه بيرون آورده بودند، چشمش كه بر جنازه او افتاد پياده شد و با جنازه رفت تا نهادند و پيش رفت و بر او نماز گزارد بعد از آن برداشت تا پيش قبر و خود به اندرون قبر رفت تا آن را اتمام ساخت، پس بيرون آمد و بر سر قبر ايستاد تا پر كردند آنگاه عبد اللَّه بن حسين گفت مر او را كه تو امروز زحمت بسيار كشيدى اكنون اگر سوار شوى مىشود، مأمون گفت مر او را كه: اين رحم قطع كرده شد از سال دويستم از هجرت «كذا».
و مرويست از اسماعيل بن محمد بن جعفر كه او گفت: من گفتم برادر خود را و او در پهلوى من بود و مأمون بر سر قبر ايستاده بود كه اگر سخن كنيم در باب دين او محل از اين بهتر نمييابيم آنگاه