کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٩ - فصل پنجم ايراد نموده در حق او آنچه رسول الله
گشت آن حضرت تا آمد بمنزل و احوال امام حسن ميپرسيد و پيدا نميشد ما گمان كرديم كه مادرش نگاه داشته او را تا شست و شو دهد يا چيزى در وى پوشاند، اندك زمانى نگذشت كه آمد دست در گردن برادر آورده آن حضرت فرمود كه: بار خدايا من دوست ميدارم او را و دوست ميدارم كسى را كه دوست ميدارد او را، و در روايت ديگر آمده كه بار خدايا من دوست ميدارم او را پس تو دوست دار او را و دوست دار كسى را كه او را دوست دارد. أبو هريره گويد: نبود هيچ كس نزد من دوستتر از حسن بن على بعد از آنكه اين را از پيغمبر شنيده بودم كه از براى او گفت.
و ترمذى در صحيح خود روايت كند از اسامة بن زيد كه او گفت يك شبى رفتم نزد رسول اللَّه ٦ براى احتياجى كه مرا بود، آن حضرت بيرون فرمود و فرا گرفته چيزى را كه من نميدانم چه چيز است، چون از حاجت خود فارغ شدم گفتم: اين چه چيز است كه فرا گرفته؟ چون چيزى كه آن را بآن فرا گرفته بود گشود حسن و حسين بودند كه بر هر دو سرون خود داشت فرمود كه: اينها پسران من و پسران دختر مناند بار خدايا من دوست ميدارم ايشان را تو هم دوست دار ايشان را و دوست دار كسى را كه ايشان را دوست دارد.
و نسائى بسند خود روايت كند از عبد اللَّه بن شداد كه او از پدر خود روايت ميكند كه او گفت:
رسول اللَّه ٦ بيرون فرمود بر ما براى يكى از دو نماز شام يا خفتن و حسن بن على را برداشته بود،