کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٨ - آنچه در سجده خود در مسجد كوفه مىگفت و برخى اخبار حضرت
فرمود كه آنكه ميخندد يك نوع خنديدنى از عقل او ميرود مزه علم و ديگر فرمود كه جسد آدمى كه بيمارى ندارد فرحناكست و خيرى نيست در جسدى كه فرحناك باشد. و ديگر فرمود كه آنكه قناعت كرد بآنچه حق تعالى قسمت فرموده براى او پس او غنىتر مردمان است، و چون چيزى از صدقه بسائل دادى بوسه كردى و بوى دادى.
و مرويست از جعفر بن محمد (ع) پرسيدند از على بن حسين (ع) از بسيارى گريه وى فرمود كه: مرا ملامت مكنيد از اين زيرا كه يعقوب پيغمبر را يكى از فرزندانش غايب شد و موت او معلوم نبود چندان گريست كه چشمهاى او نور گشت من كه ديده باشم كه چهارده كس از أهل بيت من در صباح روزى بقتل آورده باشند پس چگونه حزن و اندوه آن از دل بيرون رود.
و يك نوبتى جماعتى از مردم نزد آن حضرت بودند آوازى از خانه وى بيرون آمد كه كسى از ايشان وفات كرده بود، آن حضرت فرمود بمنزل و رجوع نمود بىاضطرابى، گفتند كه: صورتى وقوع يافته از اين آواز فرمود كه: بلى، تعزيت دادند آن مردم او را و تعجب نمودند از صبر وى، آنگاه فرمود كه: ما اهل بيتيم كه اطاعت ميكنيم حق تعالى را در آنچه دوست ميدارد، و حمد ميگوئيم او را در آنچه ما را مكروه مىآيد.
و روايت كند ابو حمزه ثمالى از على بن حسين (ع) كه چون روز قيامت شود منادى ندا كند كه برخيزند أهل فضل، پس برخيزند بعضى از مردم گويند كه برويد يكسر ببهشت ملائكه در راه بايشان رسند و گويند كه: بكجا ميرويد؟ گويند: ببهشت، ملائكه گويند: پيش از حساب؟ ايشان گويند كه بلى، گويند كه: شما چه كسانيد؟ ايشان گويند كه: مائيم اهل فضل، گويند كه: فضل شما چه بود؟