کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٣٠ - در ذكر ولادت و نسب و اسم و كنيه و برخى از مناقب و اخبارى كه از آن حضرت نقل شده است
بر حصين را كه نبايد كرد، ابو اسحاق گويد كه مسح نكشيدم از آن روز باز كه مرا از آن نهى فرمود، و قيس بن ربيع گويد كه: من نيز مسح نكردم تا اين را از ابو اسحاق شنيدم.
و مرويست از أبى عبد اللَّه (ع) كه محمد بن المنكدر ميگفت كه: من نديدم مثل على بن حسين خلقى را در فضل تا ديدم محمد بن على را (ع) پس خواستم كه پندى دهم او را پس او مرا پند داد، أصحاب از او پرسيدند كه بچه چيز ترا پند داد؟ گفت: روزى بيرون رفتم بجانب بعضى از نواحى مدينه در ساعت گرمى، پس ملاقات كردم بمحمد بن على (ع) و او مردى بود جسيم كه دست بر دوش دو غلام ميرفت، من با خود گفتم كه: اين شيخيست از شيوخ قريش كه در اين ساعت و بدين حالت در طلب دنيا است من بحضور او روم و او را پندى دهم، پيش رفتم و سلام كردم، جواب سلام مرا داد در آن وقت كار نهر ميكرد (كذا في النسختين الخطيتين معا، و فيه اشتباه عجيب و لعله من النساخ و العلم عند اللَّه «م») و عرق ميريخت، گفتم: اگر مرگ در رسد ترا و تو بر اين حالت باشى چگونه باشد؟ دست خود را از آن خلاص كرد و پشت مبارك بجاى باز داد و فرمود كه: اگر مرگ درآيد مرا در اين ساعت و من بدين حالت باشم باك ندارم، زيرا كه اين طاعتى است از طاعت الهى بآن كه باز ميدارم نفس خود را از تو و از مردم، يعنى كسب دست من مرا بازمىدارد كه دست پيش تو و مردم آرم و چيزى بخواهم و اين طاعت است پس از مرگ باك ندارم در طاعت، و من از مرگ ميترسم وقتى كه فرود آيد و من در معصيتى باشم از معاصى الهى گفتم: يرحمك اللَّه من خواستم كه ترا موعظت كنم تو مرا موعظت فرمودى.