کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٤ - آنچه در سجده خود در مسجد كوفه مىگفت و برخى اخبار حضرت
|
و لا يحرز السبق الرزايا و ان جرت |
و لا يبلغ الغايات الا سبوقها |
|
يعنى و نمىربايند گوى سبق رزايا و مصاحبت را و اگر چه جارى باشد و نميرسند بغايات و نهايات آن الا سبقتكنندگان آن، يعنى همه كس بر مصيبت صبر نميتواند كرد آن كار سابقانست كه در همه چيز از همه كس در پيش باشند
|
هم العروة الوثقى و هم معدن التقى |
و خير حبال العالمين وثيقها |
|
يعنى ايشان بندهاى محكم استوارند و ايشان معدن تقوى و پرهيزكارىاند و بهترين بندهاى عالميان بندهاى استوار ايشان است چون بآن بندهاى استوار چنك زنند از سقوط بنار جحيم خلاصى يابند، غرض كه اسباب نجات اهل بيت رسولند ٦
[آنچه در سجده خود در مسجد كوفه مىگفت و برخى اخبار حضرت]
يوسف بن اسباط روايت كند كه پدر من بمن حديث كرد كه روزى بمسجد كوفه درآمدم ديدم جوانى را كه با خداى تعالى در مناجات بود و در سجود ميفرمود كه:
سجد وجهى متعفرا في التراب لخالقى و حق له
برخاستم و بسوى او رفتم ناگاه على بن حسين بود (ع) چون انفجار يافت فجر بسوى وى شتافتم و گفتم: يا ابن رسول اللَّه اين همه عذاب چرا بر نفس خود مينهى و حق سبحانه و تعالى ترا تفضيل فرموده بآنچه تفضيل نموده ترا بآن، آن حضرت گريست و بعد از آن