کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٦ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
و چون لشكر جمع شد حكومت رى را نامزد عمر بن سعد نحس كرد و در آن باب چيزى نوشت و بوى داد او را مقدمه لشكر ساخت، و او در خروج بقتال امام حسين (ع) اهمال ميكرد و ابن زياد گفت بوى كه: بيرون ميبايد رفتن بقتال يا كتابى كه براى تو نوشتهايم مشتمل بر حكومت بمارد كردن و رفتن و در خانه خود نشستن.
آن شقى حكومت رى را از دست نگذاشته اقدام و قيام مقاتله امام حسين (ع) بر خويشتن اختيار كرد، و دل بر كار زار امام حسين نهاد، و دين و ايمان از براى رضاى ابن زياد بر باد داد، و با بعضى از لشكريان بيرون آمد تا بيست و دو هزار نابكار از پياده و سواره نزد آن ملعون نحس جمع شدند، و اول كسى كه باو پيوست شمر بن ذى الجوشن سكونى بود عليه اللعنه با چهار هزار سوار تا آمدند و بكنار فرات فرود آمدند چنانچه حايل شدند ميان آب و ميان امام حسين (ع) بعد از آن ابن زياد بىبنياد كتابتى نوشت بعمر بن سعد نحس بر مقاتله امام حسين (ع) كه كار بر او تنك سازد و آب از او باز گيرد، و امر را بر او محكم گرداند، و بزودى زود در آن مبادرت نمايد، و ايشان بنوشته او عمل كردند يكى در ميان أصحاب امام حسين (ع) بود كه او را يزيد بن حصين همدانى مىگفتند مردى بود عابد زاهد گفت: يا ابن رسول اللَّه مرا اذن فرماى تا بروم نزد ابن سعد و سخنى چند با وى بگويم در باب آب شايد كه از ابن فعل زشت باز ايستند، اذن يافته آمد نزد عمر بن سعد و بر او در آمد و سلام نكرد گفت: يا أخا همدان چه مانع آيد تو را از سلام بر من مگر من مسلمان نيستم و خداى تعالى و رسول او را نمىشناسم؟ همدانى گفت: اگر تو مسلمان ميبودى همچنان كه ميگوئى بيرون