کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٥ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
چون روز شد ناگاه لشكر حر در برابر ايشان خود را نمودند، چون آن حضرت چنان ديد از حر پرسيد كه خبر چيست؟ گفت: كتابت ابن زياد بمن رسيد مشتمل بر توبيخ و سرزنش بسيار كه از تو جدا نشوم تا آنكه ترا به نزد وى برم و ميان آن حضرت و حر سخن بطول انجاميد تا خود و أهل و اصحابش نزول نمودند در صحراى كربلا در روز چهار شنبه يا پنجشنبه دوم محرم، آن حضرت فرمود كه: اين كربلا است و اين موضع كرب و بلاست، و اين جاى خواباندن شتران و فرود آمدن رجال ما است، و اين محل خون ريختن آل عبا است.
و حر نيز با ايشان آنجا فرود آمد و چيزى نوشت بابن زياد و او را اعلام كرد بنزول آن حضرت بزمين كربلا.
و ابن زياد لعين نامه نوشت بامام حسين (ع) كه اما بعد بدان كه رسيد بمن أى حسين كه تو در كربلا فرود آمده و يزيد بن معاويه بمن نوشته كه بر بستر نرم نخسبم و آرام نگيرم و از فطير سير نخورم تا آنكه ترا بلطيف خبير برسانم يا آنكه بحكم من و يزيد بن معاويه درآئى، و السلام چون نامه ابن زياد بآن حضرت رسيد و خواند آن را بدور انداخت و فرمود مر فرستاده او را كه نامه او نزد من جواب ندارد فرستاده وى باز گشته اين خبر رسانيد غضب ابن زياد زياده شد و در تهيه أسباب لشكر در آمد