کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٦٥ - فصل دوازدهم در باره وفات آن حضرت
رسول اللَّه ٦ دفن خواهند كرد، سلاح پوشيده جمع شدند، چون امام حسين متوجه قبر جد بزرگوار شد از جهت تجديد عهد عايشه بايشان ملحق شده مانع شدند ايشان را كه بروضه درآيند، و عايشه گفت چيست شما را كه ميخواهيد در آريد شخصى را بخانه من كه من نميخواهم او را مروان ميگفت: أى بسا جنك كه بهتر است از گذاشتن، آيا عثمان را دفن كنند در أقصى مدينه و حسن را نزد نبى دفن نمايند؟ اين هرگز ميسر نخواهد بود و شمشير در ميان است؛ و نزديك بود كه فتنه عظيم بوقوع آيد در ميان بنى هاشم و بنى اميه.
ابن عباس مبادرت نموده آمد نزد مروان و گفت: باز گرد اى مروان از هر جا كه آمده بودى كه ما نميخواهيم او را كه نزد رسول اللَّه دفن كنيم ما از براى تجديد عهد و زيارت آمده بوديم، باز ميگردانيم او را بسوى جدهاش فاطمه كه او را دفن كنيم بموجب وصيتش و اگر وصيت كرده ميبود كه او را اينجا دفن كنيم تو معلوم مىكردى كه احوال چيست، و ليكن او اعلم بود بخدا و رسول او و بحرمت قبرش از آنكه شكستى بر او راه يابد همچنان كه در ديگران راه يافته و بىاذن بخانه ايشان داخل شدهاند.
بعد از آن روى بعايشه كرد و گفت: و اسوأتاه روزى بر استر مىنشينى، و روزى بر اشتر و ميخواهى كه فرو نشانى نور الهى را و مقاتله كنى با دوستان حق، باز گرد كه كفايت شده از آنچه ميترسيدى و رسيدى بآرزوئى كه داشتى خداى تعالى منتقم است از براى اين اهل بيت و اگر چه بعد از مدت مديد باشد.