کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩٠ - فصل پنجم ايراد نموده در حق او آنچه رسول الله
چون بمسجد فرمود او را بر زمين گذاشت و تكبير نماز گفت و بنماز اشتغال نموده و بسجده رفت براى يكى از اين دو نماز و سجدهاش دراز كشيده شد، او گويد كه من سر برداشتم ديدم كه كودكى بر پشت او نشسته است و او در سجده است باز رجوع بسجده خود نمودم، بعد از آنكه آن حضرت از نماز فارغ شد مردم گفتند يا رسول اللَّه بغايت سجده دراز كرديد چنانچه ما گمان كرديم كه امرى حادث شده يا وحى سمت ورود يافته بتو؛ فرمود كه: هيچ كدام از اينها نبود و ليكن پسر من حسن بر من سوار شده بود نخواستم كه تعجيل كنم تا او حاجت خود را بردارد.
و ترمذى و نسائى در صحاح بسند خود روايت كنند از بريده كه رسول اللَّه ٦ يك روزى در خطبه بود كه امام حسن و امام حسين آمدند جامهاى سرخ پوشيده در آمدن افتان و خيزان بودند؛ آن حضرت آن را مشاهده فرمود از منبر بزير آمد و ايشان را برداشته برد بر بالاى منبر و در پيش خود نشاند و فرمود كه
صدق اللَّه أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ
من نظر كردم باين دو كودك كه در آمدن بسر درمىآمدند نتوانستم بر آن صبر كرد تا حديث را قطع كردم و ايشان را برداشتم، و جنابذى نيز نزديك باين ألفاظ ذكر كرده.
و احاديث بسيار ورود يافته بألفاظ مختلفه بآن كه حسن بن على اشبه اهل بيت بوده برسول اللَّه ٦.
و روايت كنند از امير المؤمنين (ع) كه او فرمود كه حسن اشبه بوده به پيغمبر بآنچه ميان سينه است و سر، و حسين أشبه بود بوى در آنچه از او اسفل است.