کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٨ - فصل پنجم ايراد نموده در حق او آنچه رسول الله
و روايت كنند از صحيح مسلم و بخارى مرفوع به براء كه من ديدم رسول اللَّه ٦ را كه حسن (ع) را بر دوش داشت و ميفرمود كه: بار خدايا من دوست ميدارم او را پس دوست دار تو نيز او را.
و ترمذى روايت كند از ابن عباس كه رسول اللَّه ٦ حسن بن على را بر دوش داشته بود، مردى گفت كه: چه نيكو مركبيست كه سوارشداى اى پسر، آن حضرت فرمود كه: چه نيكو سواريست او، اين را جنابذى آورده و حافظ ابو نعيم روايت كرده در حليه از أبى بكره كه پيغمبر ٦ يك روزى با ما نماز ميگذارد امام حسن آمد وقتى كه آن حضرت بسجده فرموده بود و او كوچك بود رفت بر پشت مبارك آن حضرت يا بر گردن آن حضرت، او را برفاقت خود برداشت چون نماز تمام شد گفتند: يا رسول اللَّه آنچه تو با اين صبى كردى هرگز با هيچ كس نكردهاى، فرمود كه: اين ريحانه منست و پسر من اينست سيد است و شايد كه صلح دهد خداى تعالى بواسطه او دو گروه از مسلمانان. جنابذى اين را در كتاب خود آورده و ترمذى در صحيح خود ايراد نموده روايت از انس بن مالك كه پرسيدند از پيغمبر ٦ كه كدام از اهل بيت تو دوسترند نزد تو؟ فرمود كه: حسن و حسين و بود كه ميفرمود مر فاطمه را: بطلب از براى من پسران مرا، چون مىآمدند ايشان را در برميگرفت و ميبوئيد.
مسلم و بخارى باسناد خود روايت كنند از أبو هريره كه او گفت: يك روزى با پيغمبر ٦ بيرون رفتم آن حضرت با من تكلم نميكرد و من نيز با وى سخن نميكردم تا آمديم ببازار بنى قينقاع بعد از آن باز