کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٣٩ - برخى ديگر از مناقب و اخبار آن حضرت
درج كه مادر ايشان ام حكيم بنت اسد بن مغيره ثقفية است، و على و زينب از ام ولدند، و اعتقاد كرده نشده در هيچ كدام از أولاد ابى جعفر در امامت مگر در باب أبى عبد اللَّه جعفر بن محمد (ع) خاصه.
و برادرش عبد اللَّه مشار اليه بود بفضل و صلاح، و روايت كنند كه او داخل شد بر بعضى از بنى اميه و او خواست تا عبد اللَّه را بقتل آرد گفت مكش مرا تا باشم از براى خدا بر تو عون و باشم از براى تو بر خداى تعالى عون يعنى از كسى باشم كه شفاعت كند بسوى خداى تعالى و او بپذيرد شفاعت او را، اين را از او قبول نكرد و گفت مر او را اموى كه: نيستى تو اينجا و نخواهى بود و او را زهر داد و كشت- اين آخر كلام شيخ مفيد است رحمه اللَّه
[برخى ديگر از مناقب و اخبار آن حضرت]
حافظ ابو نعيم در كتاب حلية الأولياء آورده كه امام حاضر ذاكر خاشع صابر أبو جعفر محمد ابن على الباقر (ع) بود از سلاله نبوت، و جمع بود در او حسب دين و ابوت، تكلم ميفرمود در عوارض و خطرات، و ميريخت از ديده دموع و عبرات، و نهى مينمود از جدال و خصومات، و گفته ميشد كه تصوف تعزز است بحضرت و تميز است از براى خطرت.
خلف بن حوشب روايت كند از أبى جعفر (ع) كه ايمان ثابت است در قلب، و يقين خطراتست چون مرور ميكند يقين بقلب ميگردد بمرتبه كه گوئيا پاره آهن است، و چون بيرون مىآيد از او بحدى ميرسد كه گوئيا لته كهنه است.
و مرويست كه آن حضرت فرمود: در نمىآيد در دل كسى چيزى از كبر الا كه كم مىشود از