کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٩٦ - تاريخ ولادت و دلائل امامت و عمر شريف آن حضرت
عبد العزيز گويد كه: چون آن حضرت برخاست و قوم متفرق شدند عبد الصمد و أبو جعفر از عقب آن حضرت رفتند و گفتند يا با عبد اللَّه شما اين را فرموديد؟ گفت كه: بلى گفتم او را و اعلام كردم.
و نجاد عابد روايت كند كه جعفر بن محمد (ع) هر گاه كه ميديد محمد بن عبد اللَّه بن حسن را آب چشمش بحركت مىآمد و خود بخود فرمودى كه: مردم ميگويند در باب وى اين سخن را و او كشته خواهد شد چه در كتاب على (ع) نيست كه او از خلفاء اين امت باشد.
و اين حديث مشهور است همچنانچه آن حديث كه از پيش مذكور شد كه علما اختلاف نكردهاند در صحت اين دو حديث، و هر دو دلالت واضحه دارند بر امامت أبى عبد اللَّه جعفر بن محمد الصادق (ع) و آنكه بسيارى از معجزات و اخبار بغايبات و كاينات پيش از آنكه بشود بر دست او بظهور آمده همچنان كه انبيا (ع) از آنها خبر ميدادند، و آنها از آيات و علامات نبوت ايشان بود و صدق ايشان بر خداى عز و جل، پس اين هم اين چنين باشد.
و يونس بن يعقوب روايت كند كه من در خدمت أبى عبد اللَّه (ع) بودم كه وارد شد بر او مردى از اهل شام و گفت: من مردىام صاحب كلام و فقه و فرايض، و آمدهام از براى مناظره أصحاب تو، آن حضرت فرمود كه: كلام تو از كلام رسول اللَّه است ٦ يا از نزد تست؟ گفت: بعضى از كلام رسول اللَّه است و بعضى از نزد من، آن حضرت فرمود: پس تو شريكى در اين هنگام رسول اللَّه را در كلام؟ گفت: نه، فرمود كه: شنيده وحى را از خداى عز و جل؟ گفت: نه، فرمود كه: پس واجب است