کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠١ - در ذكر امامت و بيعت آن حضرت(ع)
عقل در كتب اصول، و آنكه امام مىبايد كه معصوم باشد، و نص بر امامت او ورود يافته باشد، و حق از ميان امت محمد ٦ بيرون نميرود، پس هر گاه كه اين ثابت شد پس مردمان بعد از امير المؤمنين (ع) آيا قائلاند بآن كه احتياج بامام نيست، اين قول خود باطل است بسبب آنكه ثابت شده از وجوب وجود امام در هر وقتى از اوقات، و يا آنكه قائلاند بامام و ميگويند كه عصمت شرط نيست اين قول نيز باطل است بر آن وجه كه ثابت شده از وجوب عصمت، و اما آنها كه قائلاند بوجوب امامت حسن بن على (ع) از جهت وجود شروط ماخوذه در حد امامت در او پس واجب باشد رجوع بقول او كردن، و بآن عمل نمودن و الا بيرون رود حق از أقوال امت.
و بقول شيعه بتواتر رسيده كه خلف از سلف نقل كرده كه امير المؤمنين (ع) امامت را نص كرده بر پسرش حسن در حضور شيعه و خليفه گردانيد او را بصريح قول خود بواسطه تواتر نزد ايشان، نيست كسى كه ادعاى كذب ايشان نمايد زيرا كه قادح است اين در هر جاى كه ادعا كرده شود هر چيز كه آن بتواتر معلوم است و در اين موضع مباحث طويله است كه در كتب كلامى مبين گشته و اين كتاب گنجايش آن ندارد و اشتهار تمام دارد نزد همه مردم وصيت امير المؤمنين امام حسن را بامامت و خلافت، و تخصيص او در ميان اولاد أمجاد خود باين امر روايت كرده اين را مخالف و مؤالف، و وصيت از امام بر حق موجب استخلاف او است از براى كسى كه وصيت جهت او كرده، حال بر اين منوال واقع بود و اين مشهور است و اجماع آل محمد است بر اين امر صلوات اللَّه عليهم.
و بعضى از اخبار وارده در اين امر آنست كه روايت كرده محمد بن يعقوب كلينى و او از اجل