کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١١ - در ذكر امامت و بيعت آن حضرت(ع)
و مكاتبات ميان ايشان بسيار شد، و امام حسن (ع) احتجاج ميفرمود در كتابت استحقاق خود را در امر خلافت و تعدى او از حد خود، و آن حركات زشت شنيع كه با پدرش امير المؤمنين (ع) مىكرد از محاربات و وقايع و ناسزا و غير ذلك، و حق وصى و ابن عم رسول اللَّه ٦ عليه و آله بناحق گرفتن، بعد از اينها معاويه بجانب عراق روان شد و امام حسن (ع) از جاى خود حركت فرمود و فرستاد حجر بن عدى را بأطراف و جوانب تا مردم را بجهاد طلبد، سوار و پياده چند آورد، و با آن حضرت مردمان مخلوط بودند بعضى از ايشان شيعه او و شيعه پدر بزرگوار او بودند (ع)، و بعضى ديگر بحكم قتال معاويه را اختيار كرده بودند بهر حيله كه بود، و بعضى ديگر اصحاب طمع بودند در غنايم، و بعضى ديگر شكاك بودند، و بعضى ديگر اصحاب عصبيت بودند كه پيروى رؤساى قبائل خود ميكردند و بازگشتن بدينى و كيشى نداشتند.
آن حضرت با اين لشكر آمد تا نزول اجلال فرمود بساباط نزد قنطره، و آن شب آنجا بيتوته نمود چون صباح شد خواست كه اصحاب خود را امتحان فرمايد و تفحص احوال ايشان نمايد در طاعت و فرمان خود تا امتياز دهد اولياى خود را از اعدا و بر بصيرت باشد در وقت ملاقات معاويه، پس فرمود تا منادى كردند بصلاة جامعه همه مردم جمع شدند و آن حضرت بر منبر آمد و خطبه بليغ ادا فرمود باين عبارت كه:
الحمد للَّه كلما حمده حامد، و اشهد ان لا اله الا اللَّه كلما شهد له شاهد، و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ارسله بالحق و ائتمنه على الوحى ٦