کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٣ - در ذكر امامت و بيعت آن حضرت(ع)
پدرت پيش از اين شرك آورده بود، نعوذ باللَّه من ذلك، و ضربتى بر ران مبارك آن حضرت زد چنانچه شكافت آن را و باستخوان رسانيد، امام حسن (ع) آن ملعون را در بغل خود آورد و محكم گرفت و هر دو بر زمين افتادند، و در اين اثنا مردى از شيعه امام حسن (ع) خود را بر روى آن جراح منافق انداخت و بآن شمشير او را بجهنم فرستاد. و شخصى ديگر كه با او بود او را نيز كشتند.
و امام حسن را (ع) برداشته در محافه نشاندند و بمداين بردند و بمنزل سعد بن مسعود ثقفى كه عامل امير المؤمنين (ع) بود فرود آوردند، و امام حسن نيز او را بر آن عمل داشته بود، و اشتغال نمود بمعالجه جراحت آن حضرت.
و جماعتى از رؤساى قبايل نوشتند كتابتى بمعاويه غاويه و فرمانى كه در پنهانى بظهور آورده بودند درج كردند، و او را ترغيب و تحريص كردند بسرعت سير بجانب ايشان، و تعهد كرده بودند كه چون لشكر نزديك شود امام حسن را بوى تسليم كنند، يا فتك حرمت او كنند و از او جدا شوند، و اين اخبار بسمع مبارك امام حسن رسانيدند، و ورود يافت بوى كتابت قيس بن سعد كه آن حضرت او را با عبيد اللَّه بن عباس فرستاده بود در وقت آمدن او از كوفه تا پيشگيرى معاويه كنند و بازگردانند از عراق و او را أمير بر جماعت ساخته بود و فرمود كه اگر او را صورتى روى نمايد امير قيس بن سعد باشد، قيس اخبار نمود آن حضرت را كه عبيد اللَّه با خواص خود نزول كرد معاويه را بازاى مسكن، و آنچنان بود كه معاويه فرستاد نزد عبيد اللَّه بن عباس، و او را ترغيب كرد كه بوى باز گردد و تعهد نمود كه هزار هزار درهم بوى دهد نصفى از آن في الحال بدهد و نصفى ديگر وقتى كه بكوفه در آيد، و عبيد اللَّه در شب بيرون رفته