کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٣ - فصل هشتم در كرم و بخشش و نماز آن حضرت
و دست عجز من بنيل مطلبى كه تو سزاوار آنى نميرسد، و بسيار در راه بارى تعالى اندكست، و نيست در ملك من آن مقدار وفا كند از براى تشكر تو، پس اگر قبول كنى آنچه مرا ميسر است و رفع كنى از من مئونت فراهم آوردن مال و اهتمام بىتكلف آن را بجاى آورم، گفت: يا ابن رسول اللَّه قبول دارم اندك را و شكر آن عطيه را مىگويم و اعذار بر منع آن ميپويم، آن حضرت وكيل خود را طلب فرمود و محاسبات نفقات خود را استقصا نمود و فرمود كه: فاضل سيصد هزار درهم را حاضر كن، او پنجاه هزار درهم را حاضر ساخت امام فرمود چه كردى آن پانصد دينار اشرفى كه نزد تو بود؟ گفت: آن نزد من است، فرمود كه: آن را نيز حاضر ساز، و آن حضرت آن دراهم و دنانير را تمام بآن مرد داد و گفت حمالى را بيار تا بردارد اينها را، او دو حمال را آورده آن زرها را بر پشت ايشان نهاده و آن حضرت رداى مبارك خود را بكرايه حمالان داد، يكى از ملازمانش گفت:
و اللَّه نزد ما يك درهم نمانده، آن حضرت فرمود ليكن از حق تعالى اميد اجر عظيم دارم.
و ديگر آنكه ابو الحسن مدائنى نقل كرده كه يك بارى امام حسن و امام حسين و عبد اللَّه بن جعفر (ع) روى بجانب حج آورده ميرفتند، شترى كه زاد و اثقال داشت از ايشان فوت شد، و ايشان گرسنه و تشنه و بىتوشه ماندند، آمدند بخيمه پيرهزنى رسيدند از او پرسيدند كه هيچ آب دارى كه توان خورد يا چيزى كه توان آشاميد؟ گفت: بلى بخيمه در آمدند و در پيش خيمه او گوسفندى بود، گفت:
از اين بدوشيد و از شير او بياشاميد، چنين كردند، باز گفتند: هيچ طعامى دارى؟ گفت: غير از اين گوسفند چيزى ديگر ندارم اگر مىخواهيد اين گوسفند را بكشيد تا براى شما طعامى مهيا سازم، يكى از ايشان آن گوسفند را كشت و پوست كند و او آن را از جهت ايشان طعامى پخت و ايشان خوردند