کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٩ - فصل ششم در علم امام حسن
و تو مؤمنى و من كافر پس من نمىبينم دنيا را مگر كه بهشتى است از براى تو كه بآن تنعم ميكنى و بآن لذت مييابى؛ و نميدانم آن را مگر كه زندانى است از براى من كه مضرت آن مرا بسر حد هلاك رسانيده و فقر وفاقه آن مرا زهر فوات چشانيده.
امام حسن (ع) كه كلام او را شنيد نور تاييد الهى بر وجودش درخشيد؛ و استخراج جواب نمود بفهم عالى خود از خزانه علم كه حق تعالى بوى ارزانى فرموده بود، و واضح و ظاهر گردانيده بر يهودى خطاء ظن و بطلان زعم او را و فرمود كه: اى شيخ اگر نظر كنى بآنچه آماده كرده است حق سبحانه و تعالى براى من و مؤمنين در سراى آخرت از آن تنعمات كه هيچ چشم نديده و هيچ گوش نشنيده هر آينه بدانى كه پيش از انتقال من بسوى آن در اين دنيا در تنگناى زندانم و اگر بهبينى آنچه حق جل و علا براى تو و كافران مهيا ساخته در آخرت از سعير نار جحيم و نكال عذاب مقيم هر آينه بدانى قبل از بازگشت تو بآن سراى در بهشت نعيمى با اصناف نعمت و وسعت.
پس نظر كن باين جواب كه صواب از اطراف او نمايانست؛ و أنهار عيون علمش در اكناف او روان، و چون چنين نباشد چه صدور اين علم اقتباس يافته از مشكاة نور نبوت، و ظهور تأييد اين علم كشيده از آثار معالم رسالت؛ اين آخر كلام ابن طلحه است.