کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٦ - فصل ششم در علم امام حسن
پدر من على بود و پدر تو صخر، و مادر من فاطمه بود و مادر تو هند، و جد من رسول اللَّه است و جد تو حرب، و جده من خديجه است و جده تو قبيله، بسى لعنت خداى تعالى بر گمنامترين ما باد از روى ذكر، و دنىترين ما باد از روى حسب؛ و بدترين ما باد از روى قدم، و بيشترين ما باد از روى كفر و نفاق، و طايفه از اهل مجلس گفتند كه: آمين آمين.
و امام حسن (ع) از آنجا بيرون فرمود خشمناك و متوجه مدينه شد، و در آنجا اقامت فرمود و منتظر امر پروردگار بود و لازم منزل خود شد تا ده سال از امارت معاويه گذشت، آنگاه معاويه خواست كه بيعت از جهت پسر خود يزيد پليد از مردم بستاند به پنهانى فرستاد نزد زوجه امام حسن كه جعده بنت اشعث بن قيس بود كه بوى زهر بخوراند، و صد هزار درهم براى او ارسال نمود كه در اين امر سعى نمايد، و تعهد كرد كه او را به پسرش يزيد پليد دهد، او آن حضرت را زهر داد و چهل روز مريض بود و بعالم آخرت فرمود در ماه صفر در سال پنجاهم از هجرت، و در آن وقت عمر شريفش چهل و هشت سال بود؛ و مدت خلافتش ده سال و متولى امور او شد برادر و وصى او امام حسين (ع) و غسل داد و تكفين كرد و دفن نمود نزد جدهاش فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف (ع)
فصل ششم [در علم امام حسن ٧]
كه ايراد نموده ابن طلحه در علم امام حسن (ع) شيخ كمال الدين بن طلحه رحمه اللَّه آورده كه حضرت عزت عز شانه روزى فرموده بود او را فطرت ثاقبه در ايضاح مرا شد و مبادى، و منحت فطنت صائبه از براى اصلاح قواعد دين و مبانى، و تخصيص داده