کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٣ - ذكر طرفى از اخبار حضرت على بن الحسين(ع)
و در روايت ديگر ورود يافته كه مسرف چون بمدينه آمد فرستاد و آن حضرت را آورد، چون آمد استقبال كرد و اكرام نمود و گفت او را كه: حليفه عبد الملك مرا وصيت كرده كه با تو نيكوئى كنم و امتياز دهم ترا از غير، پس خداى تعالى او را جزاى خير دهد بعد از آن گفت: استر مرا زين كنيد چون زين كردند گفت كه: يا على سوار شو و باز گرد بأهل و عيال خود كه ما ترا از ايشان جدا كرديم و بجانب خود آورديم، و چون اين كار بدست ما شد ديگر ما تقويت كنيم و مدد نمائيم تا ترا بايشان برسانيم، آنگاه على بن حسين (ع) او را عذر خواهى نموده سوار شد و روانه گشت، مسرف بأهل مجلس خود گفت: اين خيريست كه هيچ شر در او نيست با آنكه بموضع و مكان رسول اللَّه است ٦ و روايت كنند كه على بن حسين (ع) روزى در مسجد نبى ٦ بود شنيد در آنجا كه بعضى نشستهاند تشبيه ميكنند حق جل و علا را بخلق، از آن سخنان انديشيده و ترسيده برخاست آمد تا قبر رسول اللَّه ٦ بايستاد و آواز بركشيد و مناجات كرد بحق تعالى و گفت:
اى معبود من قدرت كامله تو ظاهر است و آيات داله بر وجود تو باهر، و نادان چند كه ديده بينا ندارند تقدير ميكنند ترا بچيزى كه تو غير آنى و تشبيه مينمايند ترا بمخلوق و تو برتر از آنى، و من برى و بيزارم از آن كسانى كه به تشبيه قائلاند و طالب آنند، اى معبود من ترا مثل و مانند نيست، و ادراك كنه تو نميتوان كرد اما آيات و علامات داله بر وجود وحدانيت و فردانيت تو در ميان خلايق غايت ظهور دارد اگر خواهند ترا باينها توان شناخت أى معبود من محل از آن اوسع است كه ترا تاويل و تشبيه بخلق كنند، و از اين قياس است كه نميشناسند ترا و بعضى از آيات ترا بربوبيت قرار