کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٩٨ - تاريخ ولادت و دلائل امامت و عمر شريف آن حضرت
بعد از آن فرمود بحمران كه: با وى بحث كن يعنى بمرد شامى، پس حرمان با وى بحث كرده بر او غالب شد، باز فرمود آن حضرت بمحمد بن نعمان كه: با وى بحث كرد و او نيز بر شامى غلبه كرد، بعد از آن فرمود به هشام بن سالم كه با وى بحث كرد و برابر شدند، باز فرمود بقيس ماصر كه: با وى بحث كرد و آن حضرت از بحث ايشان تبسم ميفرمود شامى در دست او زبون شد.
بعد از آن فرمود مر شامى را كه بحث كن با اين جوان يعنى هشام بن حكم گفت: خوش، آنگاه شامى گفت مر هشام را كه اى جوان مرا واقف گردان در امامت اين يعنى أبا عبد اللَّه (ع) و بحث كن با من در آن، هشام بغضب رفت چنانچه لرزيد و گفت: أى فلان پروردگار تو ناظرتر است از براى خلق خود يا ايشان ناظرترند از براى نفسهاى خود؟ شامى گفت: پروردگار من ناظرتر است مر خلق را هشام گفت: حق جل و علا نظر فرموده در دين ايشان بآنچيزى كه فرموده ايشان را بآن كه مكلف گردانيد، و اقامت كرده براى ايشان حجت و دليل را بر آنچه بر ايشان تكليف فرموده و زائل كرده در اين تكليفات علل ايشان را، هشام گفت مر او را كه: كدام دليل است كه حق تعالى نصب فرمود براى ايشان؟
شامى گفت كه: آن دليل رسول اللَّه است ٦، هشام گفت: بعد از رسول اللَّه كيست؟ شامى گفت: كتاب و سنت، هشام گفت: آيا فائده ميكند امروز ما را كتاب و سنت در آنچه ما در او اختلاف ميكنيم كه اختلاف را از ميان ما بردارد و ممكن گرداند ما را از اتفاق؟ شامى گفت: بلى، هشام گفت: پس چرا اختلاف ميكنيم ما و تو و آمده تو از شام و مخالفت ميكنى ما را و زعم تو آنست كه راى طريق دين است و تو مقر و معترفى كه راى جمع نميشود بر قول واحد در حالتى كه در آن مختلف باشند.