کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٣٠ - فصل دوازدهم در مقتل و مصرع آن حضرت(ع)
و با اين افعال و اعمال ذميمه قبيحه ادعاى او آن بود كه از اهل اسلام است و از تابعان نبى است (ع)، با آنكه خون ولد برگزيده او را در ماه محرم ريخت، و خاك ذلت و لعن و خوارى ابدى بر فرق نحس خود بيخت، نعوذ باللَّه من سوء الخاتمه و از عجب آنكه سيد و عاقب و آن جماعت كه با ايشان بودند از نصارى وقتى كه رسول اللَّه ايشان را طلبيد بمباهله و بيرون فرمود با على و فاطمه و حسن و حسين :، ايشان چون مشاهده كردند اين نفر كرام ذوى الاحترام را باز پس رفتند بعد از اقدام، و در زير بار جزيه در آمدند و گفتند: رويها ديديم كه اگر دعا كنند كوهها از زمين برخيزد، و نصارى بر روى زمين نماند و پيغمبر ٦ فرمود: و اللَّه كه اگر مباهله ميكردند مرا در اين وادى آتش مىافتاد و همه را ميسوخت.
و جماعتى كه دعوى اسلام داشتند با وجود آنكه عالم بودند باين خبر مبالغه داشتند در طمس و محو اين اثر، و دلالت نكرد آنچنانچه دلالت كرد سيد و عاقب را نظر، و اقدام نمودند با علم اقدام ذوى الغرر، و انداختند خود را در ورطه اين خطر، و چه راست گفت آنكه گفت اذا نزل القضاء عمى البصر كمال الدين گويد كه: چون امام حسين را (ع) يقين شد كه قوم با وى مقاتله خواهند كرد أمر كرد اصحاب خود را كه بر گرد خود خندقى كندند، و يك جهت گذاشتند كه طريق قتال از آنجا باشد، و سوار شدند، لشكر ابن سعد نحس صف كشيدند و بنياد قتال شد و از أهل و أصحاب امام